دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٠ - ١ - ٤ جعفر بن معتضد ملقب به«المقتدر بالله»(٢٩٥ - ٣٢٠ ق)
امارتهاى جدايىطلب- درگيرىهاى بسيار داشت بويژه براى دفع قرامطه در كوفه و عراق، اموال فراوانى صرف كرد. با اين حال، كار قرمطيان بالا گرفت. از دوره او، خلافت عبّاسى مجدّداً دچار ضعف و ناتوانى شد، با اين تفاوت كه اين بار، عناصر چيره بر دربار، نه فرماندهان ترك، بلكه وزيران عرب شيعى و غيرشيعى و نيز زنان حرم بودند.[١]
١- ٤. جعفر بن معتضد ملقّب به «المقتدر باللَّه» (٢٩٥- ٣٢٠ ق)
مقتدر در سيزده سالگى به خلافت رسيد و طولانىترين حكومت را در عصر غيبت صغرا داشت؛ امّا اين مدّت طولانى، دليل بر اقتدار او نيست؛ چرا كه او قدرتى در اداره امور نداشت. درباريان، او را به خوشگذرانى سرگرم كرده و خود، تصميم گيرنده امور شده بودند. دخالت زنان دربارى در اين دوره، به اوج رسيد و سپاهيان نيز نافرمانى مىكردند. مقام وزارت، عرصه رقابت چند خاندان متنفّذ سياسى از جمله بنى فرات- كه شيعهمذهب بودند- گرديد. در انتخاب وزيران و مقامات دربارى، رشوه دادن و تملّق، بيشترين تأثير را داشت. انتصاب سيزده نفر به وزارت در دوره خلافت او، حاكى از ضعف و ناتوانى سياسى دولت در اين دوره است.[٢]
در همين دوره، فاطميان اسماعيلىمذهب در شمال افريقا به قدرت رسيدند و تلاش خود را براى دستيابى به قلمرو عبّاسيان در مصر و سپس عراق با حملات دريايى آغاز كردند.[٣] بيست و پنج سال حكومت مقتدر با شورش سپاهيان و قتل وى پايان يافت.[٤] دوره حكومت او معاصر با نيابت حسين بن روح نوبختى، سومين نايب خاصّ امام دوازدهم بود.
[١]. ر. ك: الكامل فى التاريخ: ج ٤ ص ٦٢٧ و تاريخ الطبرى: ج ١٠ ص ٨٨.
[٢]. ر. ك: الفخرى: ص ٢٥٨ و مروج الذهب: ج ٤ ص ٢٩٢ و نسبنامه خلفا و شهرياران، زامباور: ص ٨.
[٣]. ر. ك: صله تاريخ الطبرى: ص ٣٣.
[٤]. نك: صله تاريخ الطبرى: ص ٣٣، و مروج الذهب: ج ٤ ص ٢٩٢ و دولت عبّاسيان: ص ١٩٣- ١٩٤.