دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٢ - ٣ امامان و خلافت عباسى
وضعيت است.
امام دهم، امام على بن محمّد هادى (٢١٢- ٢٥٤ ق)، يك سوم نخست دوره امامت خويش را در مدينه و تقريباً بدون مشكل خاصّى سپرى نمود؛ ولى با به قدرت رسيدن متوكّل، گرفتارىهاى ايشان نيز آغاز شد. متوكّل به دشمنى با اهل بيت و سختگيرى بر شيعيان، مشهور بود. وى با توجّه به قيامهاى متعدّد علويان- كه در آن سالها عليه حكومت عبّاسى برپا مىشد-، از وجود امام عليه السلام در شهر مدينه نگران بود. از اين رو براى نظارت و اشراف بيشتر بر امام عليه السلام، همان سياست مأمون را در نزديك ساختن امام به خود، در پيش گرفت و در سال ٢٣٢ هجرى، امام هادى عليه السلام را به مركز حكومت (سامرّا) فرا خواند. بهانه او براى اين كار، گزارشهاى تحريكآميزى بود كه عبد اللَّه بن محمّد هاشمى، متولّى امور نظامى و نماز شهر مدينه، و نيز همسرش به او مىدادند، كه حكايت از فعّاليت امام عليه السلام عليه حكومت و گردآورى سلاح و تجهيزات داشت.[١]
اگر چه امام هادى عليه السلام در نامهاى به متوكّل، اين سخنچينىها را تكذيب نمود، ولى متوكّل در نامه خود به ايشان، ضمن اشاره به عزل عبد اللَّه بن محمّد هاشمى، به گونهاى احترامآميز از امام عليه السلام خواست تا به سامرّا حركت كند و به اين منظور، يحيى بن هرثمه و سيصد سرباز را مأمور كرد.[٢]
البتّه يحيى بن هرثمه هنگام ورود به مدينه، خانه امام عليه السلام را تفتيش كرد كه در آن جا جز كتابهاى دعا و علمى و مصحف چيزى نيافت.[٣] سه روز بعد، امام عليه السلام به اجبار و به همراه خانواده خود به سامرّا نقل مكان نمود و اگر چه در آغاز ورود به اين شهر، مورد استقبال مردم قرار گرفت؛ ولى در ادامه با رفتار تحقيرآميز متوكّل
[١]. مقاتل الطالبيّين: ص ٤٨٠، بحار الأنوار: ج ٥٠ ص ٢١١.
[٢]. الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٣٩٣ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٥٠ ص ١٤٢.
[٣]. مروج الذهب: ج ٤ ص ٩٣، تذكرة الخواص: ص ٣٦٠.