دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١ - ٢/ ٧ بيرون آمدن وديعههاى خدا
عيسى بن مريم، فرود مىآيد و پشت سرش نماز مىگزارد و زمين به نور پروردگارش منوّر مىگردد، و هيچ جايى در زمين باقى نمىماند كه جز خدا را در آن مىپرستند، مگر آن كه به پرستش خداوند، روى مىآورند، و دين به طور كامل، از آنِ خداست [و دينِ ديگرى نيست]، هر چند مشركان را ناخوش آيد».[١]
ر. ك: ص ٧ (ويژگىهاى پيامبرانه).
٢/ ٧ بيرون آمدن وديعههاى خدا
٥٦١. كمال الدين- با سندش به نقل از محمّد بن ابى عمير، از كسى كه برايش نقل نمود-:
به امام صادق عليه السلام گفتم: چرا امير مؤمنان، على عليه السلام، از همان آغاز، با مخالفانش نجنگيد؟
فرمود: «به خاطر آيهاى در كتاب خداى متعال: «اگر [مؤمنان از كافران] جدا مىشدند، كافرانِ آنها را به عذابى دردناك، عذاب مىكرديم».[٢]
گفتم: مقصود از جدايى آنها چيست؟
فرمود: «مؤمنانى كه در صُلب برخى كافران به وديعت نهاده شده بودند.
و قائم، همين گونه است. ظهور نمىكند تا وديعههاى خداوند عز و جل [از صلب پدرانشان] بيرون آيند (متولّد شوند). پس چون قيام كند، بر دشمنان خدا چيره مىشود و آنها را مىكشد».[٣]
٥٦٢. كمال الدين- با سندش به نقل از ابراهيم كرخى-: من يا مرد ديگرى، به امام صادق عليه السلام
[١]. كمال الدين: ص ٣٤٥ ح ٣١، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٢٧( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ١٤٦ ح ١٤.
[٢]. اين آيه، بخشى از سوره فتح است كه حكمت نجنگيدن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با مكّيان را در سال هشتم هجرى بيان مىكند. اين آيه مىفرمايد: اگر مسلمانان، مكّه را با جنگ و ستيز مىگشودند، ممكن بود به علّت وجود مسلمانان باقى مانده در مكّه و عدم جدايى و تمايز و شناخت آنان از كافران و مشركان، تعدادى از آنان كشته شوند و ننگ آن بر گردن مسلمانان بماند. در احاديث، عدم تمايز و جدايى را در بيرون نيامدن فرزندان اين كافران از صلب آنان و جدا نشدن از پدران كافرشان دانستهاند.( م)
[٣]. كمال الدين: ص ٦٤١، علل الشرائع: ص ١٤٧ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٩٧ ح ١٩.