دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - ٢/ ١ رازى كه جز پس از ظهور، آشكار نمىشود
از منّتى كه ديروز بر من نهادى، بسى خوش حالم؛ اما سنّت خضر و ذو القرنين چيست كه در او نيز جارى است؟
فرمود: «به درازا كشيدن غيبت، اى احمد!».
گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! آيا غيبتش به درازا مىكشد؟
فرمود: «به خدايم سوگند، آرى، تا آنجا كه بيشتر باورمندان به اين امر، از آن باز مىگردند و تنها كسى مىماند كه خداى عز و جل پيمان ولايت ما را از او ستانده و ايمان را در دلش استوار كرده و با روحى از جانب خودش او را تأييد كرده است. اى احمد بن اسحاق! اين امرى از امور خدا، رازى از رازهاى خدا و امرى نهان از نهانهاى خداوند است. پس آنچه را به تو عطا كردم، بگير و پنهان بدار و از سپاسگزاران باش تا فردا در عليّين با ما باشى».
شيخ صدوق، مؤلّف كتاب كمال الدين، مىنويسد: اين حديث را جز از على بن عبد اللَّه ورّاق نشنيدم. دستخطّ او را ديدم و در باره آن از او پرسيدم. او آن را از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن اسحاق- كه خدا از او خشنود باد- به همان گونه كه آوردم، برايم نقل كرد.[١]
٥٣٦. كمال الدين- با سندش به نقل از ابن عبّاس-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «على بن ابى طالب، پيشواى امّتم و جانشينم پس از من بر آنهاست. قائمِ منتظر- كه خداوند، زمين را به دست او از عدل و داد پر مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است-، از نسل اوست.
سوگند به كسى كه مرا بشارت دهنده به حق برانگيخت، استواران بر اعتقاد به او در روزگار غيبتش، از گوگرد سرخ، كميابترند».
جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاست و به ايشان گفت: اى پيامبر خدا! آيا فرزند قيام كنندهات، غايب مىشود؟
فرمود: «به خدايم سوگند، آرى. «تا خداوند، مؤمنان را خالص و كافران را نابود كند». اى
[١]. كمال الدين: ص ٣٨٤ ح ١( با سند معتبر)، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٤٨، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٣ ح ١٦.