دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥ - ٦/ ١ ويژگىهاى پيامبرانه
جبّه خيبرى طوقدارِ بى گريبانِ آستين كوتاهى در بر اوست. او مانند مادرِ فرزند مرده شيداىِ جگر سوختهاى مىگريست و اندوه تا وَجَناتش رسيده بود و گونههايش دگرگون و ديدگانش پر از اشك گرديده بود و مىفرمود: «اى آقاى من! غيبت تو، خواب را از ديدگانم رُبوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسايش قلبم را از من سلب نموده است. اى آقاى من! غيبت تو، اندوه مرا به فَجايع ابدى پيوند داده، و فقدان يكى پس از ديگرى، جمع و شُمار را نابود كرده است. من ديگر احساس نمىكنم اشكى را كه از ديدگانم بر گريبانم روان است و نالهاى را كه از مصائب و بلاياى گذشته از سينهام سر مىكشد، جز آنچه را كه در برابر ديدگانم مجسّم است و از همه گرفتارىها بزرگتر و جانگدازتر و سختتر و ناآشناتر است ناملايماتى كه با غضب تو در آميخته و مصائبى كه با خشم تو عجين شده است».
چون امام صادق عليه السلام را در چنين حالى ديديم، از شدّت وَلَهْ، عقل از سرمان پريد و به واسطه آن رخداد هائِل و پديده وحشتناك و از شدّت جزع، قلوبمان چاك چاك گرديد و پنداشتيم كه آن، نشانه مكروهى كوبنده و يا مصيبتى از مصائب روزگار است كه بر وى نازل شده است. گفتيم: اى فرزند بهترينِ خلايق! چشمانت گريان مباد! از چه حادثهاى اشكتان روان و سرشك از ديدگانتان ريزان است؟ و كدام حالتى است كه اين ماتم را بر شما واجب كرده است؟
امام صادق عليه السلام نفس عميقى كشيد كه بر اثر آن، درونش بر آمد و هراسش افزون شد و فرمود: «واى بر شما! صبح امروز در كتاب جفر مىنگريستم و آن، كتابى است مشتمل بر علم منايا و بلايا و مصائب عظيم و علم آنچه بوده و آنچه تا روز قيامت خواهد بود، همان كتابى كه خداى متعال، آن را به محمّد صلى الله عليه و آله و امامان پس از او عليهم السلام اختصاص داده است. در آن، در ميلاد قائم ما و غيبتش و تأخير كردن و طولانى شدن عمرش و آزمون (/ مصيبت) مؤمنان در آن زمان و پيدايش شك در قلب آنها