تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٨٣ - ٢ برخورد متفاوت با متهمان به غلو و يا ناقلان از راويان ضعيف
عن النبيِّ صلى الله عليه و آله، و لو جازَ أنْ تُرَدَّ الاخبارُ الواردةُ فى هذا المَعنَى لَجازَ أنْ تُرَدَّ جميعُ الأخبارِ"[١].
غاليان و اهل تفويض، كه لعنت خدا بر آنان باد، سهو النبى را انكار مىكنند و مىگويند اگر جايز باشد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در نماز دچار سهو (خطا و اشتباه) شود، جايز خواهد بود كه در ابلاغ رسالت نيز دستخوش لغزش شود ...". استاد ما، محمد بن حسن بن احمد بن وليد (كه خدا وى را رحمت كند) مىفرمود:" اولين مرحله غلو، انكار سهو النبى است و اگر جايز باشد كه روايات رسيده در اينباره را رد كرد جايز خواهد بود كه همه روايات را پذيرفت.
اين ديدگاه در مقايسه با ديدگاه مشهور شيعيان، پس از شيخ مفيد (رحمه الله)، كه پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان را از سهو و نسيان در همه امور منزه مىشمارند عجيب مىنمايد.
٢. برخورد متفاوت با متهمان به غلو و يا ناقلان از راويان ضعيف
ظاهراً برخوردهاى تند با متهمان به غلو در تمامى سالهاى رواج مدرسه حديثى قم يكسان نبوده است؛ براى نمونه سهل بن زياد با اين اتهام از قم اخراج شد، ولى بيش از دو هزار حديث به نقل از او در كافى، مهمترين كتاب حديثى شيعه و افتخار مدرسه حديثى قم، نقل شده است.[٢] به نظر مىرسد تنها در دوران رياست احمد بن محمد بن عيسى با متهمان به غلو و يا ناقلان از راويان ضعيف برخوردهاى بىمحابا شده است، ضمن آنكه روشن نيست سختگيريهاى احمد بن محمد بن عيسى حتى نسبت به برقى و ابوسُمَيْنه به جهت باور وى به خطاى ايشان بوده باشد. محتمل است كه او در انديشه نهادينه كردن اصول مورد نظر خود، مبنى بر عدم اعتماد به احاديث غاليان و نقل از راويان ضعيف، چنين رفتار كرده است، همانگونه كه اظهار پشيمانى پسين او مىتواند نشانه اين سياست باشد. شيخ صدوق نيز از سهل بن زياد نقل روايت كرده است، حتى برخى گزارشهاى سيارى و ابوسُمَيْنه نيز در كتاب كافى موجود است.[٣]
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٦٠- ٣٥٩.
[٢]. اگرچه تعداد زيادى از اين روايات، سند و طريق ديگرى به غير از سهل بن زياد نيز دارند، ولى ذكر و ياد سهل بن زياد در اين كتاب نشانه اهميت دادن به وى است.
[٣]. كافى، ج ١، ص ٢٤، ٧٤، ٣٦٩، ٤١٤ و ٤٥٣؛ ج ٢، ص ٢٥٠، ٦٢٤ و ....