تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٣٨ - شيخ يوسف بحرانى(١١٨٦ - ١١٠٧ ه)
رحمت واسع خود او را بيامرزد، برنيامده بود. اما او زبان نكوهش را بر دانشوران گشود و بسيار در آن زيادهروى كرد و تعصّبات بسيارى به خرج داد كه شايسته چنين دانشمند فرهيختهاى نبود[١].
او در متن كتاب حدائق، از فقهاى شيعه با احترام ياد مىكند و در تحليل و نقد نظرات آنان از سيره علمى و مقبول پيروى مىكند. شيخ يوسف بحرانى، روش خود را همانند روش علامه مجلسى مىداند و آن را طريق ميانه مىشمارد.[٢]
او در فهم آيات قرآنى، نظر شيخ طوسى را تأييد مىكند و نظريه افراطى برخى از اخباريان مبنى بر فهمناپذيرى ظواهر تمامى آيات قرآن را مردود مىشمارد.[٣] قبول قواعد فقهى و معيارهاى برگرفته از احاديث، همانند استصْحاب و اباحه اصليّه (به تعبير مرحوم بحرانى) بيانگر نزديكتر بودن او به مجتهدان است؛ اگرچه تمايز تفكر او و مجتهدان اصولى در تمامى اين كتاب ديده مىشود. او در مسئله برائت، قائل به توقف است و نظر مجتهدان را درباره اصل برائت نمىپذيرد.[٤] علم اصول را از اهل سنت مىداند و آن را نفى مىكند.[٥] تقسيم چهارگانه احاديث را نمىپذيرد و مطابق با نظر اخباريان عمل مىكند.[٦]
بحرانى معمولًا از بررسى اسناد رواياتى كه از كتب مشهور شيعى نقل شده است، خوددارى مىكند و تنها به بررسى دلالت متن مىپردازد. شيوه او در نقل اقوال فقيهان پيشين، مبتنى بر تفكر نقّادانه است. او دلايل غيرنقلى ارائهشده را نمىپذيرد و با استناد به روايات، به نقد اين تفكر و نتيجه حاصل از آن مىپردازد. تتبع فراوان و دقيق در اخبار، شيوه رايج مرحوم بحرانى در اين كتاب است. از اين رو، كتاب او در روزگاران به عنوان كتاب مرجع از سوى فقيهان پذيرفته شده است و براى نقل اقوال و جمعآورى احاديث بدان استناد مىشود.[٧]
[١]. الحدائق الناضره، ج ١، ص ١٧٠.
[٢]. همان، مقدمه دوم.
[٣]. همان، مقدمه سوم.
[٤]. همان، ج ١٠، ص ١٢١.
[٥]. همان، ج ١٨، ص ١٤٤.
[٦]. دُرَر النجفيّه، ص ١٦٥.
[٧]. ر. ك: دانشنامه جهان اسلام، ج ٢، ص ٣١٧- ٣١٤.