تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢١٨ - ظهور و پيدايش اخباريگرى
(م ١٠٠٩) و صاحب مَعالم (م ١٠١١) بوده و از ايشان اجازه اجتهاد دريافت كرده است.[١]
او شاگرد ميرزا محمد استرآبادى (م ١٠٢٨)، از رجاليان نامدار آن دوره نيز بود كه تأثير عميقى بر وى گذاشت. ميرزا محمد به او توصيه نمود تا شيوه قُدماى اماميه را در اعتماد بر حديث احيا كند.[٢]
محمدامين استرآبادى تحصيلات خود را در ايران و عراق به پايان رساند، سپس در مدينه اقامت گزيد و كتاب مشهور خود، الفَوائدُ المَدَنيّه، را در آن ديار نگاشت.
او در بيان انگيزه تأليف اين كتاب مىنويسد:
تا آنكه نوبت به أعلم العلما متأخرين در علم حديث و رجال و استاد كل، ميرزا محمد استرآبادى، رسيد. پس ايشان بعد از آنكه جميع احاديث را به فقير تعليم كردند، اشاره كردند كه طريقه اخباريين بكن و شبهاتى كه معارضه با آن طريق دارد را دفع كن. چرا كه اين معنا در خاطر مىگذشت، ليكن رب العزّه تقدير كرده بود كه اين معنا بر قلم تو جارى شود.
پس فقير، بعد از آنكه جميع علوم متعارفه را از اعظم علماى آن فنون اخذ كرده، چندين سال در مدينه منوره سر به گريبان فكر فرو بردم و تضرع به درگاه الهى مىكردم و توسل به ارواح اهل بيت عصمت عليهم السلام مىجستم و مجدداً نظر به احاديث عامه و خاصه مىكردم، از روى كمال تعمق و تأمل؛ تا اينكه به توفيق پروردگار و سيد المرسلين و ائمه طاهرين، به اشاره لازم الإطاعه امتثال نمودم و به تأليف فوائد مدنيه موفق شدم. به مطالعه شريف ايشان مشرف شد. پس تحسين اين تأليف كردند و مثابه مؤلفش گفتند[٣].
استرآبادى معتقد است كه تفكر اخباريگرى شيوه كهن اصحاب اماميه است.
او مىنويسد:
عِندَ قُدماءِ أصحابِنا الأخباريّينَ، قَدَّسَ اللهُ أرواحَهُم، كَالشَّيخَينِ الأعلمَينِ الصَدوقَينِ والإمامِ الثِقةِ محمدِ بنِ يعقوبِ الْكُلَينىّ ... وشَيخِه علىِّ بنِ ابراهيمَ ...
[١]. روضات الجنات، ج ١، ص ١٢٠.
[٢]. ميرزا محمد استرآبادى سه كتاب به نامهاى رجال كبير، رجال متوسط و رجال صغير دارد كه رجال كبير او مفصلترين كتاب رجالى تا آن زمان است.
[٣]. روضات الجنات، ج ١، ص ١٢١، به نقل از رساله دانشنامه شاهى.