تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٥٨ - رخدادهاى حديثى
كتاب در بيان افكار او و ديگر پيروان اهل حديث در اهل سنت است، هماكنون نيز مهمترين كتاب مرجع در عقايد وهّابيان است.
مقدمه ابنتيميّه بر اين كتاب، سرشار از تهمتها و افترائات بدون سند و مدرك است كه عمق يكسونگرى و تعصب و لجاجت درونى مؤلف را آشكار مىسازد. علامه حلّى (رحمه الله) پس از مطالعه كتاب منهاج السنّه گفت: «لَوْ كانَ يَفْهَمُ ما أَقولُ أَجَبْتُه.»؛[١] اگر او مىتوانست مقصود مرا درك كند جواب اشكالاتش را مىگفتم. اين نقض و ابرام نشانگر آن است كه نگاشته علامه حلّى در مدت زمان كوتاهى به شام رفته و ابنتيميّه بر آن نقد نوشته است. اين نقد در اختيار علامه قرار گرفته و او آن را وارد ندانسته است.
كتابهايى را كه در فضايل اهلبيت عليهم السلام و ديگر امور مربوط به آنان است نيز در اين حوزه مىتوان جاى داد؛ كتابهايى چون كشف اليقين، المُستَجاد مِنْ كتابِ الإرشاد (هر دو از علامه حلّى).
رخداد ديگر آغاز نگرش و نگارش صوفيانه حديثى در ميان شيعيان است. سيد حيدر آملى يكى از عالمان اين دوره و از شاگردان فخر المحققين است كه با اين شيوه به نگارش كتابهاى جامع الأسرار و ... پرداخته است. به نظر مىرسد اولين مؤلف حديثى شيعه كه از اين ديد به متون نگريسته و آنان را براى رواج تفكر صوفيانه (يا عارفانه) تدوين كرده است، سيد حيدر آملى باشد. پس از سيد حيدر، احاديث مورد استشهاد او به كتابهاى پسين فيلسوفان، عارفان و صوفيان شيعى راه يافت.[٢]
نگارش كتابهاى رجالى ماندگار نيز در اين سده به چشم مىآيد. علامه حلّى، خلاصة الأقوال را نگاشته است و ابنداوود كتاب رجال را سامان داده است.
علامه، كتابى ديگر با نام إيضاح الأشتباه دارد كه پيرامون علم رجال است و در آن به ضبط دقيق نامهاى راويان پرداخته است.[٣]
[١]. لسان الميزان، ج ٢، ص ٣١٨.
[٢]. ر. ك: علىنقى خدايارى،« رويكرد حديثى سيد حيدر آملى»، مجله علوم حديث، شماره ٢٨.
[٣]. براى آشنايى بيشتر ر. ك: علىنقى خدايارى، تاريخ حديث شيعه در قرن هشتم و نهم، انتشارات دارالحديث.