تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٠٠ - بررسى انتقادات
شيخ مفيد ترديد كردهاند.[١] مهمترين انتقاد شيخ مفيد از شيخ صدوق به عنوان نماينده مدرسه حديثى قم روش اخبارگرايى محض و خالص او بود. كتاب تصحيح الإعتقاد، مهمترين كتاب در بررسى انتقادات شيخ مفيد است، كه نويسنده در آن بر روش اهل حديث خرده گرفته است.[٢]
شيخ مفيد همچنين به نبود روحيه ژرفنگرى در شيخ صدوق و مدرسه حديثى قم اعتراض مىكند. او در بحث اراده و مشيت نوشته است:
الذى ذَكَرَه الشيخُ أبوجعفر رَحِمَه اللهُ فى هذا البابِ لا يَتَحَصّلُ و مَعانيه تَختَلِفُ و تَتَناقَضُ و السببُ فِى ذلك أنّه عَمِلَعَلَى ظَواهِرِ الأحاديثِ المُختَلِفةِ و لمْ يَكُنْ مِمَّن يَرَى النَظرَ، فَيُمَيِّزُ بينَ الحقِ مِنها و الباطلِ و يَعملُ عَلى ما يُوجِبُ الحُجَّةُ. و مَنْ عَوَّلَ فِى مَذهبِه عَلى الأقاويلِ المُختَلِفةِ و تقليدِ الرُواةِ كانت حالُه فِى الضعفِ ما وَصَفْناه[٣].
آنچه شيخ صدوق در اين فصل (اراده و مشيت خداوند) بيان كرده است، اثباتشدنى نيست و مطالب آن با يكديگر تخالف و تناقض دارند؛ علت آن است كه او بر پايه ظواهر احاديث متناقض عمل كرده و بسان كسانى نبوده است كه نظر مىكند و درست و نادرست را از هم جدا مىكنند و بر پايه آنچه از حجت برخاسته است عمل مىكنند و كسى كه در رويكرد خويش بر سخنان گوناگون و تقليد از راويان تكيه مىكند ضعف او آنسان است كه شرح داديم.
[١]. مكتب حديثى قم، ص ٤٠٨.
[٢]. كتاب الاعتقادات شيخ صدوق بر اساس نصگرايى و اخبارگرايى در عقلانىترين موضوع دينى يعنى حوزه عقايد نوشته شده است و نصگرايى شيخ صدوق در اين كتاب بيش از ديگر آثار او هويدا است. انتقادهاى تند شيخ مفيد در تصحيح الاعتقادات بهترين نمونه برخورد با اخباريگرى و نصگرايى در آن دوران است.
[٣]. همان، ص ٤٩.