تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٤٩ - ٣ محمد بن حسن بن وليد(م ٣٤٣ ه)
آنِ ابنبابويه بوده است،[١] اما محدث نورى[٢] و برخى ديگر[٣] اين نظر را نمىپذيرند. در سالهاى اخير آقاى محمد رضا حسينى جلالى به نسخه خطى اين كتاب دست يافت و آن را به صورت تصحيحشده و همراه با مستدركات آن، به جامعه علمى عرضه كرد. ايشان در مقدمه مفصل خويش تمامى اشكالات را بررسى كرده و به آنها جواب داده است. متون حديثى اين كتاب در كتابهاى پس از آن، همچون كمال الدين، نقل شده است.
برخى از محققان، كتاب فقه الرضا را نيز به ابنبابويه نسبت دادهاند. شباهتهاى موجود بين اين كتاب و رساله ابنبابويه به پسرش، با عنوان كتاب الشرايع،[٤] اين نظريه را پديد آورده است.[٥] لازم به ذكر است كه انتساب اين كتاب به امام رضا عليه السلام اشتباه است.[٦]
٣. محمد بن حسن بن وليد (م ٣٤٣ ه)
او از معاصران ابنبابويه و استاد شيخ صدوق است. افكار و نظريههاى او در حديث و رجال با پذيرش و پيروى پسينيان در مدرسه حديثى قم رو به رو شده است.
بيش از همه شاگردش، شيخ صدوق، از او تأثير پذيرفته است؛ چنانكه مىگويد: «هر روايتى كه استاد ما بر آن صحّه نگذارد در نزد ما متروك و غير صحيح است.»[٧] همانگونه كه در نظريه كلامى «پذيرش وقوع سهو از معصومان عليهم السلام جز در موارد ابلاغ معارف دينى» با استاد خود همباور گشته است.[٨]
[١]. بحار الانوار، ج ٦، ص ٢٦١.
[٢]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٢٨٢.
[٣]. الذريعة على تصانيف الشيعه، ج ٢، ص ٣٤١.
[٤]. از اين كتاب در بحار الانوار، ج ٨٠، ص ١٤٢ و ج ٨١، ص ١٥٦، مطالبى نقل شده است.
[٥]. براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به مقدمه كتاب فقه الرضا و كتاب چهل مقاله، رضا استادى، مقاله اول، نشر كتابخانه عمومى آيتالله مرعشى نجفى، سال ١٣٧١.
[٦]. على بن حسين بن موسى گاه با نام على بن موسى از او ياد شده و آن نام نيز به حضرت امام رضا عليه السلام تبديل شده است.
[٧]. من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٩٠، ذيل حديث ١٨١٧. اين رفتار شيخ باعث شد كه در ميان عالمان از زبان او چنين سخنى شهرت يابد: هر حديثى را كه استادمان محمد بن حسن بن وليد، صحيح بشمارد، صحيح مىشماريم.( شيخ محمدتقى، هداية المسترشدين، م ١٢٤٨، ص ٤٠٠).
[٨]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٦٠.