تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٦٦ - ٥ پيرايش و نقد حديث
او بيش از ١٦٠٠ حاشيه بر اين كتاب نگاشته است. اين حاشيهها نمايانگر تفكر متفاوت علامه شعرانى است و علامه شعرانى زمينه مقايسه ميان مبانى و معيارهاى آنان را فراهم مىسازد.
حواشى و تعليقات مرحوم محدث ارْمَوى بر بسيارى از كتابها نيز خواندنى و پرفايده هستند مانند تصحيح و تعليق المحاسن برقى، و تصحيح و تعليق شرح غرر الحكم از آقا جمال خوانسارى و تصحيح و تعليق الأصول الأصيلة فيض كاشانى و تعليق بر كتاب النقض عبدالجليل قزوينى رازى.
٤. نگارشهاى رجال
نگارشهاى نوپديد در مباحث رجالى، موجب تحرك اين علم و دستيابى به افقهاى جديد در اين حوزه گشت. منابع اصلى و اوليه رجال، در قرن پنجم تأليف شده و در سالهاى بعد با تغييرات جزئى روبهرو شده بود. تحقيقات رجالى در نيمه دوم قرن چهاردهم با تحقيقات پيشين تفاوتهاى اساسى يافته است. علامه مامقانى نگارش درازدامنى با نام تنقيح المقال عرضه كرده است كه سعى در جامعنگرى در علم رجال و تراجم داشته است.
آيت الله بروجردى در چند كتاب به تبيين مبناى خويش در شناخت تخصّص راويان و شناخت طبقات آنان و مقايسه بين اسناد پرداختهاند كه با عناوين ترتيب أسانيد الكافى، ترتيب أسانيد التهذيب و ... به چاپ رسيده است.
آيت الله خويى با نگارش معجم رجال الحديث گستردهترين اثر رجالى را پديد آورد كه علاوه بر دارا بودن متون كهن به استنتاج و رسيدگى متون و دستيابى به نظرات مقبولتر پرداخته است. علامه تُستَرى (شوشترى) حواشى انتقادى خود بر تنقيح المقال را با تكميل و اضافات به صورت كتابى با نام قاموس الرجال در دوازده جلد منتشر كرده است.[١]
٥. پيرايش و نقد حديث
نگاشتههاى عالمان شيعى درباره احاديث موضوع (مجعول) و يا نقد متون حديثى چندان پربرگوبار نيست. گرايش نداشتن عالمان شيعى به اين موضوع دو دليل دارد:
[١]. براى آشنايى تفصيلى با اين كتابها به كتاب آشنايى با كتب رجالى شيعه مراجعه شود.