تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٦٥ - ٣ حاشيه نويسى علمى و منتقدانه
٢. ترجمه
ترجمه قرآن، حديث و متون معارفى به زبان فارسى در اين نيمه گسترش يافت و پس از انقلاب اسلامى به اوج رسيد. بسيارى از متون اصيل شيعى همانند نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، اصول كافى، كتابهاى شيخ صدوق و شيخ مفيد و ... از گروه كتابهاى ترجمهشده به زبان فارسى است. ترجمه متون حديثى كه در ابتدا به صورت فردى و با عشق و علاقه شخصى آغاز شده بود كمكم به يك علم همراه با هنر تبديل شد و دلبستگان ويژهاى يافت. شيوه ترجمه و چگونگى دستيابى دقيقتر به مفاهيم متون و تبيين صحيحتر آن به زبان مقصد در اين سالها و پس از پيروزى انقلاب اسلامى دقيقتر شده است و رو به تكامل مىرود.
٣. حاشيهنويسى علمى و منتقدانه
حاشيهنويسى پيشينهاى كهن در تاريخ حديث شيعه دارد. دانشمندان شيعى به بسيارى از متون حديثى توجه داشتهاند. آنان نكات علمى و قابل ذكر را در حاشيه متون مىنوشتند و به آيندگان هديه مىدادند.
بيشتر اين حواشى در توضيح و تبيين متون مشكل و يا مشتبه بود. نمونه زيباى جامع اينگونه حواشى در كتاب كافى به تصحيح استاد علىاكبر غفارى مشهود است. ايشان با مراجعه به متون كهن، بسيارى از اين حواشى را جمعآورى كرده و در پاورقى كتاب كافى آوردهاند.
حاشيهنويسى منتقدانه، نمونههايى بسيار زيبا در اين دوران يافته است. حواشى علامه طباطبايى بر مجلدات آغازين بحار الأنوار، نمايانگر دو طرز تفكر در مواجهه با متون مقدس است.
حاشيههاى علمى و توضيحى علامه شَعرانى بر كتاب وافى و حاشيه بر شرح ملا صالح مازندرانى و ... نيز بسيار زيبا و خواندنى هستند. بسيارى از حاشيههاى ايشان بر كتاب شرح ملا صالح مازندرانى، از ديدگاه انتقادى و با رويكرد عقلگرايانهتر نسبت به متون حديثى است. مرحوم ملا صالح مازندرانى تفكرى متمايل به اخباريان دارد و از اين زاويه به شرح احاديث پرداخته است.