تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٤٣ - نحوه تعامل علامه مجلسى با مبانى تفكر اخباريگرى
در اين سخن فقيهانه حجيت اجماع، اصل برائت و ظاهر قرآن پذيرفته شده است.
بر خلاف اخباريان كه دستهبندى چهارگانه احاديث را منكرند، علامه مجلسى در بسيارى از كتابهاى خويش از اين روش استفاده كرده است. بدينگونه كه او در شرح كتاب شريف كافى، بسيارى از متون آن را «ضعيف على المشهور» خوانده است.
گفتنى است كه اعتماد علامه مجلسى به كتب كهن، به ويژه كافى، بسيار زياد است، با اين همه وى در مرآة العقول (شرح كافى) و همچنين مَلاذُ الأَخيار (شرح تهذيب الأحكام) از مبناى فقيهان استفاده كرده است.
علامه مجلسى در مباحث اعتقادى به عقل فطرى استناد مىكند و به حُسْن و قبح ذاتى عقلى معتقد است. ايشان در بحث وحدت صانع، ادله عقلى را بر ادله نقلى مقدم كرده است.[١] البته نمىتوان علامه را عقلگرا ناميد، زيرا در موارد تعارض بين عقل و نقل، او جانب نقل را مقدم مىدارد و بر دلايل عقلى اعتماد نمىكند. در اعتباريات شرعى نيز عقل را حجت نمىشمرد و امامان معصوم عليهم السلام را عقل كامل معرفى مىكند و سخن آنان را حجت مىداند. علامه عقول غيرمعصومان را عقل ناقص و فاقد حجيت مطلق مىداند.[٢] به نظر ايشان، عقل در مرحله شناخت خدا و وحدانيت ذات بارى تعالى و شناخت حجت كاربرد دارد. به باور علامه عقل پس از شناخت پيامبر و امامان عليهم السلام، به ناتوانى خود در فهم اعتبارات شرعى و آموزههاى دينى اعتراف مىكند و نظر آنان را بر خويش مقدم مىدارد.[٣]
ناهمگونى نظرات ايشان با فيلسوفان و متكلمان عقلى نيز مشهود و نمونه بارز آن در حاشيههاى علامه طباطبايى (رحمة الله عليه) بر مجلدات اول كتاب بحار الأنوار نمايان است.
بنابراين، در ارتباط با عقل و نقل، نظرات علامه مجلسى به اخباريان نزديكتر است، اگرچه با آن مطابقت تام ندارد؛[٤] يعنى، به گونهاى اجمالى، حجيّت عقل را مىپذيرد، ولى محدوده كاربرد آن را بسيار كم مىشمرد.
[١]. همان، ج ٣، ص ٢٣١.
[٢]. همان، ج ١، ص ١٤٣.
[٣]. همان.
[٤]. ر. ك: على ملكى ميانجى، علامه مجلسى؛ اخبارى يا اصولى، ص ٨٢- ٧٠.