تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٢٦ - ب) عقل
(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)[١]
قرآن، حتى مردم را به تحدى و مبارزه فراخوانده است كه اگر مىتوانند همانند قرآن و يا سورهاى از قرآن بياورند. تحدى و به مبارزه خواندن در صورتى درست است كه فهم قرآن و مقايسه آن با ديگر متون، براى مردم ميسّر باشد.
اين نظريه با سنّت نيز مخالف است، چرا كه حديث شريف ثقلين، كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن مىفرمايد:
انّى تاركٌ فيكم الثَقَلَيْن كتابَ اللهِ وعِترتى؛ ما إنْ تَمسكْتُم بِهما لَن تَضِلُّوا ولَن يَفترِقا حتّى يَرِدا علىَّ الحوضَ
. و از جهت سندى نيز متواتر و صحيح است، بر تمسك به قرآن دلالت دارد و استناد نكردن به قرآن را موجب گمراهى مىشمارد.
روايات فراوان عرضه حديث بر قرآن و سنجش متون حديثى با متن و روح قرآن و آيات آن، نيز دليل ديگرى بر امكان فهم قرآن است.[٢]
اگر فهم قرآن ممكن نبود، دستور به عرضه حديث بر قرآن، به گونهاى كلى يا در هنگام تعارض اخبار، لغو و بيهوده بود.
ب) عقل
درباره عقل، كه منبع معرفت يا راه فهم و دستيابى به مراد آيات و روايت است، فراوان مىتوان سخن گفت. عقل از آن نظر كه منبع معرفتى احكام شرعى (اعتباريات شارع) يا منبع معرفتى ديگر آموزههاى دينى است، به بررسى دقيقتر محتاج است. به نظر مىرسد اخباريان با استناد به روايات نفى قياس در پى آن بودند تا نقش عقل را در تمامى موارد (اعتبارات شرعى و غير آن) و به هر عنوان (منبع معرفتى يا روش معرفت) نفى كنند. آنان حتى برائت عقلى را نيز به اين بهانه نفى كردهاند؛ در حالى كه اين روايات در صدد نفى روش ناصحيح استفاده، از عقل در احكام شرعى هستند. احكام شرعى از اعتبارات شارع است و فلسفه آن براى عقول
[١]. نساء/ ٨٢.
[٢]. ر. ك: كافى، ج ١، ص ٦٩.