تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٢٣ - آشنايى با ويژگيهاى تفكر اخباريگرى
اخباريان اجماع را ساخته و پرداخته اهل سنّت مىشمارند كه از دستيابى به معارف اهل بيت محروم بودهاند.
٥. روايات كتب اربعه قطعى الصدور و عمل به آنها لازم است. تقسيمبندى احاديث به چهار گروه، كه از دوران علامه حلى رواج پيدا كرده است، نادرست و ناروا است. استرآبادى در اين باره مىگويد:
احاديث به دستور امامان و به دست اصحاب آنها مكتوب شده است تا راهنماى شيعيان در عقايد و اعمالشان، به ويژه در زمان غيبت كبرى، باشد؛ از اين رو، تقسيمبندى اين احاديث به اقسام چهارگانه باطل است[١].
او دوازده دليل بر اين مطلب ارائه مىكند كه مهمترين آن تأثيرپذيرى اين نظريه از اهل سنّت است. اگر چه سخن استرآبادى همه احاديث را شامل مىشود، ولى اخباريان بعدى تصريح كردهاند كه صحت احاديث، تنها مربوط به كتب اربعه است.[٢]
٦. اجتهاد و تقليد، بدعت و نادرست است؛ زيرا اينگونه اجتهاد و تقليد، در زمان معصومين عليهم السلام پيشينهاى نداشته و از طريق اهل سنّت به جامعه شيعى منتقل شده است. اصحاب امامان عليهم السلام از شيوه اجتهادى آگاهى نداشتهاند و تنها منبع علمى آنان، روايات معصومين عليهم السلام بوده است كه بر اساس آن عمل مىكردهاند. امامان هرگز آنان را به اجتهاد فرانخوانده و از عمل به روايت منع نكردهاند، بلكه آنان را از استحسان و قياس بر حذر داشتهاند. اين شيوه، روش عالمان و فقيهان كهن نيز بوده است. اجتهاد و مباحث اصولى از زمان ابن ابىعَقيل و ابنجُنيد در ميان عالمان شيعى راه يافت.[٣]
٧. همه شيعيان مقلد ائمه عليهم السلام هستند و اگر با زبان عربى آشنا باشند، بايد با بررسى احاديث، تكاليف خود را به طور مستقيم از اخبار استخراج كنند. بنابراين، ارتباط عالمان با توده مردم در مقام مجتهد و مقلد صحيح نيست.
٨. نتيجه پديدآمده از ويژگى قبل آن است كه همه مردم مقلد معصومين عليهم السلام هستند؛ بنابراين، تقليد از ميت جايز است.
[١]. الفوائد المدنيه، ص ٣٠، موضعگيرى امين استرآبادى نسبت به علامه حلى بسيار تند است.
[٢]. ر. ك: هداية الأبرار، ص ١٧.
[٣] الفوائد المدنيه، ص ٧٨.