تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٩٠ - شرح نويسى و فقه الحديث
پس از علامه مجلسى، مرحوم شيخ عبدالله بحرانى با نگارش كتاب عوالم العلوم سعى كرد تا كارى بزرگتر و وسيعتر از بحار الأنوار را سامان دهد، ولى مزاياى فراوان كتاب بحار الأنوار و شهرت علامه مجلسى موجب گمنامى كتاب عوالم العلوم گشته است. اين كتابها در درس جوامع حديثى شيعه به تفصيل بررسى مىشود؛ بنابراين، در اين بحث به اين مختصر بسنده مىكنيم.[١]
شرحنويسى و فقه الحديث
تا پيش از اين دوران، شرحنويسى بر احاديث چندان گسترش نداشت. فقيهان در لا به لاى مباحث فقهى به شرح احاديث فقهى مىپرداختند، ولى ساير احاديث، همچون احاديث اعتقادى، كه گاه بسيار مهمتر و دقيقتر از روايات فقهى بودند در حاشيه به سر مىبردند؛ حتى مهمترين كتاب حديثى شيعه، يعنى كتاب كافى تا آن دوران شرح پسنديدهاى نداشت. مرحوم ميرداماد در مقدمه كتاب كافى ضمن مدح و ستايش ثقة الإسلام كلينى و كتاب كافى نوشته است:
در مدت هفتصد سالى كه از تأليف كتاب كافى گذشته است كسى از عالمان به شرح احاديث و حل مشكلات آن نپرداخته است. امّا در روزگار ما بيش از سى شرح و حاشيه بر كتاب كافى نوشته شده است و اين تعداد نشانگر اهميت دادن عالمان شيعه به اين شيوه است[٢].
يكى از كهنترين شروح صحيفه سجاديه، شرح مرحوم شيخ بهايى (م ١٠٣٠ ه) بر اين كتاب است. اگرچه تنها يك قسمت از اين نوشته با نام الحديقة الهلاليه، در شرح دعاى امام سجاد عليه السلام به هنگام رؤيت هلال، در دست است، ولى اين كتاب مختصر نشانگر دقت و تيزبينى شيخ بهايى در موضوعات حديثى، نجومى و پيروى از معيارهاى صحيح و علمى در شرح حديث و فقه الحديث است.
[١]. براى آگاهى بيشتر از كتاب بحار الأنوار، ر. ك: آشنايى با بحار الأنوار نوشته احمد عابدى، مقدمه معجم ألفاظ بحار الأنوار، نشر دفتر تبليغات اسلامى، جوامع حديثى شيعه، هادى حجت، تاريخ حديث در قرن دهم و يازدهم، نوشته الياس پوراكبر، مدخل بحار الأنوار در دانشنامه جهان اسلام و ....
[٢]. الرواشح السماويه، ص ٤؛ مقايسه اين سخن با تعداد شروح كتاب بخارى كه نزديك به چهارصد عنوان است عجيب و عبرت آموز است.