تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٨٦ - تكثير نسخه ها
در ادامه نوشتار، مصاديق عناوين بالا و شخصيتهايى كه در اين زمينه فعاليت كردهاند، به بحث گذاشته مىشود.
تكثير نسخهها
فضاى خفقانآلود سياسى و اجتماعى نسبت به شيعيان و باورهاى آنان در سدههاى پيشين به گونهاى بود كه به طور معمول امكان فعاليت آشكار و بدون دغدغه را از عالمان شيعى مىگرفت.
اين وضعيت موجب شده بود كه نگاشتههاى كهن حديثى شيعه، گسترش عمومى درخور شأن خويش نيابند. در فضاى پيشين، در پيش گرفتن تقيه و آشكار نكردن عقايد خود از سوى شيعيان سبب مخفى ماندن نسخههاى اصيل و دقيق حديثى مىگشت. بسيارى از نسخهها در هجوم متعصبان اهل سنّت نابود شد و برخى از آنها در پستوهاى نَمورِ خانهها از بين رفت و به دست نسلهاى پسين نرسيد.
تلاش عالمان شيعى كه با زحمت فراوان در پى نقل و روايت نسخههاى كهن حديثى بودند بسيار پراكنده بود. ممكن بود نسخهاى در روستايى دورافتاده باشد كه عالمان شهرهاى بزرگ از آن بىاطلاع باشند.
قدرت يافتن عالمان شيعى در اين دوران و امكان فعاليت آزاد در گسترش باورهاى شيعى، آنان را به اين فكر واداشت كه نسخههاى اصيل، معتبر و كهن را احيا كنند و در دسترس ديگران قرار دهند.
شيخ على منشار، شيخ الاسلام اصفهان و پدر زن شيخ بهايى، در سفر به هند نسخههاى خطى بسيارى تهيه كرد و به اصفهان آورد. گفتهاند كه او چهار هزار نسخه خطى فراهم كرد كه بعدها در اختيار شيخ بهايى قرار گرفت.[١]
علامه محمدتقى مجلسى نيز از كسانى است كه در اين مسير تلاش فراوان كرده است. او خود در اينباره نوشته است:
در اين شهر اصفهان دو يا سه كس كتب حديث داشتند و آن نيز در كتابخانه بود كه كسى نديده بود و الحال (١٠٦٦ ه) قريب به چهل سال است كه سعى نمودم ... و به مرتبهاى رسيده است كه در بسيارى از كتابخانهها جميع كتب مكرر هست. والحمد لله
[١]. رياض العلماء، ج ٤، ص ٢٦٦.