تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٧٤ - مهاجرت عالمان شيعى به ايران
مورد نظر خويش را به دست مىآوردند. حكومت صفوى با داعيهدارى تشيع، خود را حكومتى مبتنى بر دين و مذهب معرفى مىكرد و از وجهه عالمان شيعى و نگاشتهها و آراى آنان در اين راه سود مىبرد. عالمان شيعى نيز كه پس از ساليان دراز فرصت جمعآورى متون، نظريهپردازى، تقويت هويت شيعى و رواج باورهاى شيعى را به دست آورده بودند از اين فرصت نهايت استفاده را كردند و به نهادينهسازى اين تفكر پرداختند. طبيعى است كه اين همزيستى، ارتباط مسالمتآميز و دستيابى به اهداف، تنها در صورتى پديد مىآمد كه نفع دو طرف ماجرا در آن لحاظ شده باشد.
بنابراين، انتظار اقدامات انقلابى و قيام در برابر برخى از مظاهر بيدادگرى حاكمان صفوى در برخى از موارد انتظار صحيحى نبود و حتى گاه لازم بود اركان حكومتى كه استقلال فرهنگ شيعى را پاس مىداشت، تقويت شود.[١]
موضعگيرى مجموعه عالمان شيعى، خواه افرادى كه از مناطق ديگر به ايران مهاجرت كرده بودند و با شاهان ارتباط داشتند (همانند شيخ بهايى) و يا آنان كه ايرانى بودند و در دربار حضور مىيافتند (همانند علامه مجلسى) و آنان كه از همكارى و ارتباط با دربار تن مىزدند (همانند فيض كاشانى و مقدس اردبيلى) مجموعهاى زيبا از تفكر اعتدال، مصلحتسنجى و ابعاد مختلف سلوك دينى در مواجهه با حكومت صفوى را پديدار ساخته بود.
مهاجرت عالمان شيعى به ايران
تشكيل حكومت مذهبمحور با داعيه ترويج فرهنگ شيعى پس از سالها محروميت و مهجورى، سبب روى آوردن عالمان و فقيهان به سوى ايران گشت. شاهان صفوى از اين گرايش استقبال كردند و عالمان را گرامى داشتند. درخواست آنان از فقيهان و گروههاى علمى ديگر، نشانه احتياج آنان به اين گروه فرهنگساز بود. از جهت ديگر سختگيرى دولت عثمانى بر شيعيان[٢] و عالمان شيعى موجب رونق مهاجرت به ايران گرديد. نفرت عالمان
[١]. ستايش علامه مجلسى از حاكمان صفوى و يا همراهى شيخ بهايى با شاه عباس صفوى از اين منظر بايد مورد بررسى قرار گيرد. نشناختن موقعيت زمانى و مكانى و رعايت مصلحتهاى اجتماعى در فضاى آن دوران موجب برساختن تحليلهايى غلط و دور از منطق در اين زمينه مىگردد.
[٢]. تنها در يك واقعه بيش از چهل هزار شيعه در حكومت عثمانى به قتل رسيدهاند.( تاريخ تشيع در ايران، ج ٢، ص ٧٦٥)