ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٣٥ - شرط سوم شخص معصيت كار اصرار بر استمرار گناه داشته باشد،
و نهى نسبت به بقيه گناهان است، پس اگر در اينكه او اصرار (بر گناهى كه انجام داده است) دارد، شك باشد يا معلوم باشد كه اصرار ندارد، نسبت به آن معصيت، انكار واجب نيست، ليكن نسبت به ترك توبه، واجب است.
مسأله ٦- اگر از حال شخص- از روى علم يا اطمينان و يا از دليل معتبر- ظاهر شود كه او مىخواهد معصيتى را مرتكب گردد كه تا به حال آن را انجام نداده است، ظاهر آن است كه نهى او واجب است.
مسأله ٧- در واجب نبودن انكار، اظهار پشيمانى و توبه او شرط نيست؛ بلكه در صورت علم- و مانند آن- بر استمرار نداشتن بر گناه، (انكار) واجب نيست، اگر چه بداند كه از كارش پشيمان نشده است. و گذشت كه وجوب امر به توبه غير از وجوب نهى نسبت به گناهى است كه مرتكب آن شده است.
مسأله ٨- اگر بداند يا دليل معتبرى قائم شود بر اينكه او واقعاً از اصرار بر گناه ناتوان است و معلوم باشد كه او به جهت اينكه نمىداند كه ناتوان است قصد اصرار بر گناه را دارد، نهى او نسبت به فعلى كه مقدور او نيست واجب نمىباشد؛ اگر چه نسبت به ترك توبه و تصميم بر گناه- اگر آن را حرام بدانيم- (نهى او) واجب است.
مسأله ٩- اگر از انجام حرام ناتوان باشد، ولى تصميم داشته باشد كه اگر توانا گشت آن را انجام دهد، پس اگر و لو به وسيله دليل معتبرى معلوم باشد كه براى او قدرت پيدا مىشود، ظاهر آن است كه انكار (و نهى) او واجب است وگرنه واجب نيست، مگر (نهى و انكار) بر تصميم او بر گناه، بنابر قول به حرمت آن.
مسأله ١٠- اگر معتقد باشد كه از استمرار بر گناه ناتوان است ولى در واقع قادر باشد و معلوم باشد كه در صورتى كه علم به قدرت خود پيدا كند گناه را انجام مىدهد پس اگر معلوم باشد كه اعتقادش (به ناتوانى) را از دست مىدهد، ظاهر آن است كه انكار (و نهى) واجب است به طورى كه او به اشتباهش آگاه نشود وگرنه واجب نيست.
مسأله ١١- اگر اجمالًا بداند كه يكى از دو نفر يا چند نفر اصرار بر ارتكاب گناه دارد، ظاهراً واجب است خطاب را متوجّه عنوانى كند كه بر او تطبيق مىشود به اين صورت كه