ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٥٣ - نماز قضا
از بلوغ) و ديوانه در حال ديوانگى و بيهوش در صورتى كه خودش خود را بيهوش نكرده باشد، به جا نياورده واجب نيست و اگر كسى خودش را بيهوش كند (و در نتيجه، نماز ترك شود) بنابر احتياط (واجب) بايد قضا نمايد و بر كافر اصلى كه در حال كفر نمازها را نخوانده است (قضاى نماز)، واجب نيست، بر خلاف كافر مرتد كه بر او واجب است بعد از توبه، نمازهايى را كه در حال ارتداد نخوانده قضا نمايد و بنابر قول اصح (نماز خواندن) از او صحيح است؛ اگر چه ارتدادش فطرى باشد و بر زنى كه در تمام وقت نماز، خون حيض و نفاس مىبيند (قضاى نماز) واجب نيست.
مسأله ١- بر شخص مخالف، بعد از آنكه بصيرت يافت (و مذهب اهل بيت را پذيرفت) قضاى نمازهايى را كه نخوانده يا بر خلاف مذهب خود خوانده است واجب است، بر خلاف آنچه كه مطابق مذهب خود خوانده باشد كه بر او قضاى اين نمازها واجب نيست، اگر چه نمازهايش طبق مذهب ما باطل باشد البته اگر در وقت نماز بصيرت پيدا كند (و مذهب اهل بيت را اختيار كند) بر او اداى نماز واجب است، بنا بر اين اگر آن را نخواند يا- بر اساس مذهب حق- باطل به جا آورد، بر او واجب است قضا نمايد.
مسأله ٢- اگر در وقت نماز بچه بالغ شود و ديوانه به عقل بيايد و بيهوش به هوش آيد، بر آنها واجب است نماز آن وقت را ادا كنند، اگر چه جز يك ركعت نماز با طهارت- و لو اينكه تيمّم باشد را درك نكنند و اگر نخوانند، قضاى آن نماز بر آنها واجب است.
و همچنين است زنى كه خون حيض يا نفاس داشته و عذرش در وقت، برطرف شده است. چنان كه اگر حالت ديوانگى يا بيهوشى يا حيض يا نفاس (بر شخص) عارض شود بعد از آنكه از اول وقت نماز به مقدار وقت خواندن نماز شخص مختار كه بر حسب حال آنها؛ در سفر باشند يا در حضر، وضو بگيرند يا تيمّم، متفاوت است- بگذرد و نماز نخوانند، قضا بر آنها واجب مىشود.
مسأله ٣- كسى كه هيچ يك از دو طهور- آب و خاك- را ندارد، قضاى نماز بر او واجب است و بنابر اقوى اداى نماز از او ساقط است، لكن احتياطاً ادا را (هم) به جا آورد و ترك اين احتياط سزاوار نيست.