آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - امر اول در ذكر صنوف ملائكة اللّه تعالى و اشاره به حقيقت آنها على الاجمال
نيست، بلكه اعظم از آنها است.[٥٤٦] و شايد «روح» دو اطلاق داشته باشد در لسان قرآن و اخبار، چنانچه در لسان اهل اصطلاح نيز اطلاقاتى دارد. يك روح از صنوف ملائكه است، چنانچه فرمود از «ملكوت» است. و يك روح نيز روح خود حضرات اولياء است كه از ملائكه نيست و اعظم از آنها است. بنابراين، ممكن است «روح» در سوره شريفه «قدر» به اعتبار تنزّل در ليله قدر، عبارت از «روح الامين» يا «روح اعظم» باشد. و در آيه شريفه يَسْئَلوُنَكَ عَنِ الرّوح[٥٤٧] عبارت از روح انسانى باشد كه در مرتبه كمال از جبرئيل و ديگر ملائكه اعظم است، و از «عالم امر» بلكه گاهى متّحد با «مشيّت»، كه امر مطلق است، شود.
قسم ديگر از ملائكة اللّه آنها هستند كه موكّل بر موجودات جسمانيّه و مدبّر در آنها هستند. و از براى اينها صنوف كثيره و طوايف بىشمار است، زيرا از براى هر موجود علوى يا سفلى، فلكى يا عنصرى، وجههاى ملكوتى است كه به آن وجهه به عالم ملائكة اللّه متّصل و با جنود حق پيوند است، چنانچه حق اشاره به ملكوت اشياء فرمايد در آيه شريفه كه مىفرمايد: فَسُبْحانَ الَّذى بِيَدِهِ مَلكُوتُ كُلِّ شَىْءٍ و الَيْهِ تُرْجَعُون.[٥٤٨] و حضرت رسول در كثرت ملائكه فرمايد- چنانچه روايت شده-: اطّت السّماء، و حقّ له ان تئطّ: ما فيها موضع قدم الّا و فيه ملك ساجد او راكع.[٥٤٩] و در روايات شريفه راجع به كثرت ملائكه و بسيارى صنوف آنها بسيار مذكور است.[٥٥٠]
[٥٤٦] - بحار الانوار، ج ٢٥، ص ٦٤،« كتاب الامامة»،« ابواب خلقهم و طينتهم و ارواحهم»، باب ٣، حديث ٤٥.
[٥٤٧] -« از تو درباره روح مىپرسند ...»( اسراء- ٨٥)
[٥٤٨] -« پس منزّه است آنكه ملكوت هر چيز به دست اوست و به سوى او باز مىگرديد.»( يس- ٨٣)
[٥٤٩] -« آسمان بانگ بر آورده است و سزاوار است كه بانگ برآورد: هيچ جاى پايى در آن نيست مگر آنكه فرشتهاى در آنجا در حال سجود يا ركوع است.» علم اليقين، ج ١، ص ٢٥٩.
[٥٥٠] - بحار الانوار، ج ٥٦، ص ١٤٤ به بعد،« ابواب الملائكة».