آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٠ - تنبيه عرفانى
صورت دولت اسم اعظم است كه ازلى و ابدى است. و كتاب نازل به او نيز از مرتبه غيب به تجلّى اسم اعظم نازل شده، و از اين جهت، از براى اين كتاب شريف احديّت جمع و تفصيل است و از «جوامع كلم» است،[٤٩٤] چنانچه كلام خود آن سرور نيز از جوامع كلم بوده. و مراد از «جوامع الكلم» بودن قرآن، يا كلام آن سرور، آن نيست كه كلّيات و ضوابط جامعه بيان فرمودند- گرچه به آن معنى نيز احاديث آن بزرگوار از جوامع و ضوابط است، چنانچه در علم فقه معلوم است- بلكه جامعيّت آن عبارت از آن است كه چون براى جميع طبقات انسان در تمام ادوار عمر بشرى نازل شده و رافع تمام احتياجات اين نوع است، و حقيقت اين نوع چون حقيقت جامعه است و واجد تمام منازل است از منزل اسفل ملكى تا اعلى مراتب روحانيّت و ملكوت و جبروت، و از اين جهت افراد اين نوع در اين عالم اسفل ملكى اختلافات تامّه دارد و آن قدر تفاوت و اختلافى كه در افراد اين نوع است در هيچ يك از افراد موجودات نيست- اين نوع است كه شقىّ در كمال شقاوت و سعيد در كمال سعادت دارد، اين نوع است كه بعضى از افراد آن از جميع انواع حيوانات پستتر و بعضى افراد آن از جميع ملائكه مقربين اشرف است- بالجمله، چون افراد اين نوع در مدارك و معارف مختلف و متفاوتند، قرآن به طورى نازل شده كه هر كس به حسب كمال و ضعف ادراك و معارف و به حسب درجهاى كه از علم دارد از آن استفاده مىكند. مثلا، از آيه شريفه لَوْ كانَ فيهما آلِهَةٌ الّا اللَّه لَفَسَدَتا[٤٩٥] در عين حال كه اهل عرف و اهل ادب و لغت چيزى مىفهمند، علماء كلام طور ديگر استفاده مىكنند، و فلاسفه و حكما طور ديگر، و عرفا و اولياء طور ديگر استفاده مىنمايند، اهل عرف از آن، بيان خطابى به حسب ذوق خود مىفهمند، مثلا مىگويند دو سلطان در يك
[٤٩٤] - اشاره است به روايت نبوى: و اعطيت جوامع الكلم. الخصال، باب ٥، حديث ٥٦.
[٤٩٥] - اگر در آن دو( آسمان و زمين) جز خدا خدايانى ديگر بود همانا آسمان و زمين تباه مىشدند.»( انبياء- ٢٢)