آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٧ - فصل دوم در بعض آداب اباحه مكان است
تصرّف ابليس را از ملك طبيعت خود دور كند تا با صاحب بيت مراوده و محابّه پيدا نمايد و تصرّفاتش در عالم طبيعت غاصبانه نباشد. بعضى از اهل ذوق گويد كه معنى آيه شريفه يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنوُا اوْفوُا بِالعُقوُدِ احِلَّتْ لَكُمْ بَهيمَةُ الانْعام.[١٥٦] به حسب باطن، آن است كه حلّيّت بهيمه انعام موقوف به وفاء به عهد ولايت است. و در احاديث شريفه وارد است كه جميع ارض از امام است و غير شيعيان غاصب آن هستند.[١٥٧] و اهل معرفت ولىّ امر را مالك جميع ممالك وجود و مدارج غيب و شهود دانند و تصرّف كسى را در آن بىاذن امام روا ندارند.
نويسنده گويد: ابليس لعين عدوّ اللّه است و تصرّفات او و هر تصرّف ابليسى در عالم طبيعت جائرانه و غاصبانه است، پس، سالك إلى اللّه اگر خود را از تحت تصرّفات آن پليد بيرون كرد، تصرّفش رحمانى گردد و مكان و ملبس و مطعم و منكح او مباح و پاكيزه شود. و به هر اندازه كه در تحت تصرّف ابليس واقع شود، از حلّيّت بيفتد و شرك شيطان در آن دست يابد: پس اگر اعضاء ظاهره انسان در تصرّف ابليس واقع شد، اعضاء ابليسيّه شود و غاصب مملكت حق شود، چنانچه عكوف قواى ملكوتيّه در مسجد بدن وقتى مباح و عادلانه است كه آن قوا از جنود رحمانى باشد، و الّا جنود ابليس را حقّ تصرّف در مملكت بدن انسانى، كه ملك حق تعالى است، نمىباشد. و چون دست تصرّف شيطان را از مملكت قلب، كه منزلگاه خاص حق است، كوتاه نمود و قلب خود را خالص براى تجلّيات حق نمود و غير حق را كه ابليس راه است در آن راه نداد، مساجد ظاهره و باطنه و امكنه ملكيّه و ملكوتيّه مباح براى او گردد و صلاة او صلاة اهل معرفت گردد. و بدين وزان طهارت مسجد نيز معلوم گردد.
[١٥٦] -« اى كسانى كه ايمان آوردهايد به پيمانهايى كه مىبنديد وفا كنيد، چارپايان براى شما حلال شده ...».( مائده- ١)
[١٥٧] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٦٦،« كتاب الحجّة»، روايات« باب انّ الارض كلّها للامام».