آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - فصل هفتم در پارهاى از آداب باطنيّه ازاله نجاست و تطهير از اخباث است
مراعات كند و هر صاحب حقّى را به حقّ و حظّ خود برساند، و از غلوّ و تقصير و افراط و تفريط خود را تطهير كند، و ازاله قذارت انكار صورت شريعت، كه فى الحقيقة تحديد است، و ازاله خباثت انكار باطن شريعت، كه تقييد است، و هر دو از وساوس شيطانيّه و اخباث آن لعين است، بنمايد تا طريق سير إلى اللّه و وصول به مقامات معنويّه براى او آسان شود.
پس، يكى از مراتب ازاله خبث، ازاله اخباث اوهام فاسده است كه مانع از قرب إلى اللّه و معراج مؤمنين است. و يكى از معانى و مقامات جامعيّت نبوّت ختميّه، بلكه دلائل بر خاتميّت، آن است كه در جميع مقامات نفسيّه تمام حقوق و حظوظ آن را از جميع شئون شريعت استيفا فرموده، و چنانچه در معرفت شئون ربوبيّت جلّت عظمته حق را در علوّ اعلا و دنوّ ادنى به مقام جامعيّت معرفى فرموده و هُو الاوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ[١١٣] و اللّه نورُ السَمواتِ وَ الارْض ...[١١٤] الخ. و لو دلّيتم بحبل إلى الارضين السّفلى لهبطتم على اللّه.[١١٥] و ايْنَما تُوَلُّوا فَثَّمَ وَجْهُ اللَّه[١١٦] الى غير ذلك فرموده، كه عارف به معارف الهيّه و مجذوب جذبات رحمانيّه را از آنها طرب ملكوتى حاصل و وجد لاهوتى پيدا شود، همينطور توحيد عملى قلبى را تا آخرين مراتب افق طبيعت و ملك بدن سرايت داده و هيچ موجودى را از حظّ معرفت اللّه محروم نكرده.
بالجمله، اهل تصوّف از حكمت عيسويّه، من حيث لا يشعرون، دم مىزنند و اهل ظاهر از حكمت موسويّه، و محمّديّون از هر دو اينها به طريق تقييد برى هستند. و تفصيل اين اجمال از عهده اين مقام خارج و در خور اين اوراق نيست.
[١١٣] -« اوست آغاز و انجام و پيدا و نهان.»( حديد- ٣)
[١١٤] -« خدا نور آسمانها و زمين است.»( نور- ٣٥)
[١١٥] -« اگر با ريسمانى به سوى زمينهاى زيرين فرستاده شويد، بر خدا فرود مىآييد.» علم اليقين، ج ١، ص ٥٤.
[١١٦] -« به هر سو رو كنيد همانجا روى خداست.»( بقره- ١١٥)