آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - فصل هفتم در پارهاى از آداب باطنيّه ازاله نجاست و تطهير از اخباث است
مسجود ملائكه و محسود ابليس قرار داده، اگر بخواهى از جنابت پدر كه اصل تو است خارج شوى و لايق لقاى حضرت محبوب شوى و استعداد وصول به مقام انس و حضرت قدس پيدا كنى، بايد با آب رحمت حقّ باطن دل را غسل دهى و از اقبال به دنيا، كه از مظاهر شجره منهيّه است، توبه كنى و قلب خود را، كه محفل جناب جميل و جمال جليل است، از حبّ دنيا و شئون خبيثه آن، كه رجز شيطان است، شستوشو دهى كه جنّت لقاى حقّ جاى پاكان است- و لا يدخل الجنّة الا الطّيّب.[١٠٤] «شستوشويى كن و آنگه به خرابات خرام».[١٠٥]
فصل هفتم در پارهاى از آداب باطنيّه ازاله نجاست و تطهير از اخباث است
بدان كه ازاله حديث- چنانچه گذشت- خروج از انّيّت و انانيّت و فناى از نفسيّت است، بلكه خروج از بيت النّفس است بالكلّية، و تا عبد را بقايايى از خويش باقى است، محدث به حدث اكبر است و عابد و معبود در او شيطان و نفس است. و منازل سير اهل طريقت و سلوك اگر براى وصول به مقامات است و حصول معارج و مدارج است، از تصرّف نفس و شيطان خارج نيست و سير و سلوك معلّل است، پس سلوك در منازل نفس است و سير در جوف بيت است. و چنين سالكى مسافر و سالك نيست، و مهاجر إلى اللّه و رسوله نيست، و از حدث اكبر، كه عين عبد است، پاك نشده، و چون از اين حدث بكلّى تطهير شود، عابد و معبود حقّ شود و كنت سمعه و بصره[١٠٦] كه نتيجه
[١٠٤] - ... و الجنّة لا يدخلها الّا طيّب.( جز پاكيزه وارد بهشت نشود.) اصول كافى، ج ٣، ص ٣٧١،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب الذّنوب»، حديث ٧.
[١٠٥] -« شستوشويى كن و آنگه به خرابات خرام- تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده».- حافظ
[١٠٦] - پاورقى ١٧