آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩ - فصل پنجم در شمهاى از آداب وضو است به حسب باطن و قلب
كه با آنچه انسان به حق تعالى توجه مىكند و آنچه كه از عوالم خلقيّه لايق نظر به كبرياى عظمت و جلال است قلب است و ديگر جوارح و اعضاء را از آن حظّ و نصيبى نيست، معذلك طهارت صوريّه و نظافت ظاهريّه را نيز اهمال ننمودهاند: صورت طهارت را براى صورت انسان مقرر فرمودند، و باطن آن را براى باطن او. و از آن كه تزكيه قلب را در اين حديث شريف از فوائد وضوء قرار داده، معلوم شود كه براى وضوء باطنى است كه به آن تزكيه باطن شود، و نيز رابطه ما بين ظاهر و باطن و شهادت و غيب معلوم شود، و نيز استفاده شود كه طهور ظاهرى و وضوء صورى از عبادات است و اطاعت ربّ است، و از اين جهت طهور ظاهر موجب طهور باطن گردد، و از طهارت صورى تزكيه فؤاد حاصل شود. بالجمله، سالك إلى اللّه بايد در وقت وضوء متوجّه شود به اينكه مىخواهد متوجّه محضر مقدّس حضرت كبريا شود، و با اين احوال قلوب كه او را است، لياقت محضر ندارد، بلكه شايد مطرود از درگاه عزّ ربوبيت شود، پس، دامن همّت به كمر زند كه طهارت ظاهرى را به باطن سرايت دهد و قلب خود را، كه مورد نظر حق، بلكه منزلگاه حضرت قدس است، از غير حقّ تطهير كند و تفرعن خود و خوديّت را، كه اصل اصول قذارات است، از سر بيفكند تا لايق مقام مقدّس شود. و پس از آن، حضرت رضا سلام اللّه عليه وجه اختصاص اعضاى مخصوصه را در وضو بيان مىفرمايند و مىگويند:
و همانا واجب شد بر رو و دو دست و سر و دو پا، زيرا كه بنده وقتى كه ايستاد در حضور حضرت جبّار، همانا منكشف مىشود از جوارح او و ظاهر گردد آنچه كه وضوء در آن واجب شود، زيرا كه با رويش سجده كند و خضوع نمايد، و با دستش سؤال و رغبت و رهبت نمايد و منقطع به حق شود، و با سرش استقبال كند حق را در ركوع و سجودش، و با پاهايش بايستد و بنشيند.
حاصل فرموده آن جناب آن است كه چون اين اعضا را دخالت است در عبوديّت حق و از اين اعضا ظاهر شود آن، از اين جهت تطهير آنها لازم شده است. پس از آن، چيزهايى كه از آنها ظاهر شود بيان فرمودند و راه اعتبار و