آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩ - فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است
پس، بر انسان لازم است كه با تفكّر در حال انبياء و اولياى كمّل صلوات اللّه عليهم و تذكّر مقامات آنها، اين قذارت را از باطن قلب شستشو دهد، و در هر حدّى كه هست به آن حدّ قانع نشود، كه اين وقوف در حدود و قناعت از معارف از تلبيسات بزرگ ابليس و نفس امّاره است، نعوذ باللّه منهما. و چون اين رساله بر وفق ذوق عامّه نوشته مىشود از تطهيرات ثلاثه اولياء خوددارى نمودم. و الحمد للّه.
فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است
بدان كه انسان تا در عالم طبيعت و منزلگاه مادّه هيولانى است، در تحت تصرّفات جنود الهيّه و جنود ابليسيّه است. و جنود الهيّه جنود رحمت و سلامت و سعادت و نور و طهارت و كمال است، و جنود ابليس در مقابل آنها است. و چون جهات ربوبيّه غلبه بر جهات ابليسيّه دارد، در بدو فطرت انسان را نورانيّت و سلامت و سعادتى است فطرى الهى، چنانچه در احاديث شريفه صراحتا و در كتاب شريف الهى اشارتا بيان آن شده.[٨٥] و تا انسان در اين عالم است با قدم اختيار مىتواند خود را در تحت تصرّف يكى از آن دو قرار دهد.
پس، اگر از اوّل فطرت تا آخر ابليس را در آن تصرّفى نبود، انسان الهى لاهوتى است كه سر تا پايش نور و طهارت و سعادت است، قلبش نور حقّ است و جز به حقّ توجّه نكند و قواى باطنه و ظاهرهاش نورانى و طاهر است و جز حق در آنها تصرّف نكند، ابليس را از آن حظّى نباشد و جنود او را در او تصرّفى نبود. و همچون موجود شريفى طاهر مطلق و نور خالص است و ما تقدّم
[٨٥] - از جمله آيه شريفه فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَةَ اللَّه الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها ...( روم- ٣٠). و رجوع شود به روايات بحار الانوار، ج ٣، ص ٢٧٦، و ج ٦٤، ص ١٣٠. و التوحيد، ص ٣٢٨، باب ٥٣.