آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩ - فصل دوازدهم در بيان آنكه حبّ دنيا باعث تشتّت خيال است
في الكافى عن أبي عبد اللّه عليه السلام، قال: رأس كلّ خطيئة حبّ الدّنيا.[٧٦] و روايات كثيره ديگر نيز به اين مضمون با اختلاف تعبير وارد است.[٧٧] و بس است براى انسان بيدار همين حديث شريف، و كفايت مىكند براى اين خطيئه بزرگ مهلك همين كه سرچشمه تمام خطاها و ريشه و پايه جميع مفاسد است. با قدرى تأمّل معلوم شود كه تقريبا تمام مفاسد اخلاقى و اعمالى از ثمرات اين شجره خبيثه است. هيچ دين و مذهب باطلى تأسيس در عالم نشده و هيچ فسادى در دنيا رخ نداده مگر به واسطه اين موبقه عظيمه- قتل و غارت و ظلم و تعدّى نتايج اين خطيئه است، فجور و فحشاء و دزدى و ساير فجايع زاييده اين جرثومه فساد است. انسان داراى اين حبّ از جميع فضائل معنويّه بر كنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت كه مبدأ تمام فضائل نفسانيّه است، با حبّ دنيا جمع نمىشود. معارف الهيّه، توحيد در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حقجويى و حق بينى با حبّ دنيا متضادّند، طمأنينه نفس و سكونت خاطر و استراحت قلب، كه روح سعادت دو دنيا است، با حبّ دنيا مجتمع نشود. غناى قلب و بزرگوارى و عزّت نفس و حرّيّت و آزاد مردى از لوازم بىاعتنايى به دنيا است، چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّيّت و چاپلوسى از لوازم حبّ دنيا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنيا متخالفند. بغض و كينه و جور و قطع رحم و نفاق و ديگر اخلاق فاسده از وليدههاى اين امّ الأمراض است.
و في مصباح الشّريعة قال الصّادق عليه السلام: الدنيا بمنزلة صورة:
رأسها الكبر، و عينها الحرص، و اذنها الطّمع، و لسانها الرّياء، و يدها الشّهوة، و
[٧٦] -« منشأ هر خطايى دوستى دنياست.» اصول كافى،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب حبّ الدّنيا و الحرص عليها»، حديث ١.
[٧٧] - از جمله به روايات ١ تا ١٧ باب مذكور در منبع پيشين مراجع شود.