آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - فصل يازدهم در بيان دواى هرزه گردى خيال
مبادى ديگر براى دعا به و بازى خود دستآويز شود. پس، قلع مادّه كلّى به اصلاح خيال و وهم است و ما پس از اين اشاره به آن مىكنيم. بلى، گاهى اين طور از علاج هم در بعضى از نفوس بىتأثير و خالى از اعانت نيست، ولى ما دنبال علاج قطعى و قلع سبب حقيقى مىگرديم و آن بدين حاصل نشود.
و گاهى تشتّت خاطر و مانع از حضور قلب، از امور باطنه است. و آن به طريق كلّى دو منشأ بزرگ دارد كه عمده امور به آن دو منشأ برگردد:
يكى هرزه گردى و فرّار بودن خود طاير خيال است، زيرا كه خيال قوّهاى است بسيار فرّار كه دائما از شاخهاى به شاخهاى آويزد و از كنگرهاى به كنگرهاى پرواز كند، و اين مربوط به حبّ دنيا و توجّه به امور دنيّه و مال و منال دنيوى نيست، بلكه فرّار بودن خيال خود مصيبتى است كه تارك دنيا نيز به آن مبتلا است. و تحصيل سكونت خاطر و طمأنينه نفس و وقوف خيال از امور مهمّهايست كه به اصلاح آن علاج قطعى حاصل شود، و پس از اين به آن اشاره مىكنيم.
منشأ ديگر، حبّ دنيا و تعلّق خاطر به حيثيّات دنيوى است كه رأس خطيئات و امّ الأمراض باطنه است كه خار طريق اهل سلوك و سرچشمه مصيبات است، و تا دل متعلّق به آن و منغمر در حبّ آن است، راه اصلاح قلوب منسدّ و در جمله سعادات به روى انسان بسته است. و ما در ضمن دو فصل اشاره به رفع اين دو منشأ بزرگ و دو مانع قوى مىنماييم ان شاء اللّه.
فصل يازدهم در بيان دواى هرزه گردى خيال
در بيان دواء نافع براى علاج هرزه گردى و فرّار بودن خيال كه از آن تحصيل حضور قلب نيز شود.
بدان كه هر يك از قواى ظاهره و باطنه نفس قابل تربيت و تعليم است با