آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٠ - فصل سوم
و سرّى است. و اين امور براى كمّل طورى است كه در اين رساله بيان آن اشارت شده، و تفصيلا بىتناسب است. و از براى متوسّطين هيئت آن ارائه خاكسارى و ترك استكبار و خود بينى است. و ارغام انف، كه از مستحبّات مؤكده بلكه ترك آن خلاف احتياط است، اظهار كمال تخضّع و تذلّل و فروتنى است، و نيز توجه به اصل خويش و ياد آورى از نشئه خود است. و رؤساى اعضاى ظاهره، كه محالّ ادراك و ظهور تحريك و قدرت است كه همين هفت يا هشت عضو است، بر زمين مذلّت و مسكنت نهادن علامت تسليم تامّ و تقديم تمام قواى خود است و خارج شدن از خطيئه آدميّه است.
و چون تذكّر اين معانى در قلب قوى شد، كمكم قلب از آن منفعل شده حالى دست دهد كه آن حالت فرار از خود و ترك خود بينى است، و نتيجه اين حال، حصول حالت انس است، و دنباله آن، خلوت تامّ حاصل شود و محبّت كلّى پيدا شود.
و اما ذكر سجده، متقوّم از تسبيح كه تنزيه از توصيف و قيام به امر است، يا تنزيه از تكثير اسمائى است، يا تنزيه از توحيد است، چه كه توحيد «تفعيل» است، و آن از كثرت به وحدت رفتن است، و اين خالى از شائبه تكثير و تشريك نيست، چنانچه توصيف به علوّ ذاتى و تحميد نيز خالى از شائبه اين معانى نيست.
و «العلىّ» از اسماء ذاتيّه است. و به حسب روايت كافى، اوّل اسمى است كه حق براى خود اتخاذ فرموده، يعنى، اول تجلّى ذات براى خود است. و عبد سالك چون از خود در اين مقام فانى شد و ترك عالم و آنچه در آن است نمود، مفتخر به اين تجلّى ذاتى شود.
و بدان كه چون ركوع اول و سجود ثانى است، تسبيح و تحميد در آنها فرقها دارد. و نيز «ربّ» در آن دو مقام، فرق دارد، زيرا كه «ربّ» چنانچه اهل معرفت گفتهاند، از اسماء ذاتيّه و صفاتيّه و افعاليّه است به سه اعتبار.
بنابراين، «ربّ» در الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمين از اسماء فعليّه شايد باشد به مناسبت مقام قيام، كه مقام توحيد افعالى است، و در ركوع از اسماء صفاتيّه است به