آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٣ - فصل چهارم
بجوارحه خفض خائف حزن على ما يفوته من فائدة الرّاكعين. و حكى انّ الرّبيع بن خثيم كان يسهر باللّيل إلى الفجر في ركعة واحدة، فاذا هو اصبح، رفع (تزفر- خ) و قال: آه، سبق المخلصون و قطع بنا. و استوف ركوعك باستواء ظهرك. و انحطّ عن همّتك في القيام بخدمته الّا بعونه. و فرّ بالقلب من وساوس الشّيطان و خدائعه و مكايده. فانّ اللّه تعالى يرفع عباده بقدر تواضعهم له، و يهديهم إلى اصول التّواضع و الخضوع بقدر اطّلاع عظمته على سرائرهم. [١] در اين حديث شريف اشارات و بشارات و آداب و دستوراتى است، چنانچه «تزيّن» به «نور بهاء اللّه» و «اظلال» در تحت «ظلّ كبرياء اللّه» و «تكسّى» به «كسوه اصفياء اللّه»، بشارات به وصول به مقام تعلّم اسمائى و عَلَّمَ آدَمَ اْلَاسْماءَ كُلَّها[٥٦٤] است. و تحقّق به مقام فناء صفاتى و حصول حالت صحو از آن مقام است، زيرا كه مزيّن فرمودن حق عبد را به مقام «نور بهاء» متحقّق نمودن او است به مقام اسماء كه حقيقت تعليم آدمى است. و او را در ظلّ و سايه «كبريا»، كه از اسماء قهريّه است، بردن و در فناء آن جاى دادن، افناى عبد است از خويشتن، و پس از اين مقام، او را در «كسوه اصفياء» در آوردن ابقاء او است پس از افناء. و از اينجا معلوم شود كه سجود فناء ذاتى
______________________________
[١]- «هيچ بندهاى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آنكه خداوند تعالى او را به نور جمال خود بيارايد و در سايه كبريايش جاى دهد و جامه برگزيدگانش بپوشاند. ركوع اول است، و سجود دوم. هر كس حقيقت اول را به جاى آرد، شايستگى دومى را يافته است. در ركوع ادب (عبوديت) است و در سجود قرب (به معبود)، و كسى كه به نيكى ادب نگزارد، قرب را نشايد. پس ركوع كسى را به جاى آر كه با دل خاضع براى خدا و تحت سلطه او ذليل و بيمناك است و اعضاى خود را از اندوه و ترس آنكه از بهره ركوعكنندگان بىنصيب گرديده فرود مىآورد. و حكايت شده كه ربيع بن خثيم با يك ركوع شب را به صبح مىرساند و چون بامداد مىشد قامت راست مىكرد [خ ل: ناله مىكرد] و مىگفت: آن، مخلصان پيشى گرفتند و ما از راه مانديم. و ركوعت را كامل كن به اينكه پشت خود را راست نگاه دارى، و از سر اينكه به همّت خويش قيام به خدمت او كنى درگذر كه جز به يارى او (اين تو را ميسر نگردد). و قلبا از وساوس شيطان و خدعهها و نيرنگهايش بگريز كه خداوند تعالى مرتبه بندگان خود را به قدر تواضع ايشان بلند مىدارد، و بدان اندازه كه عظمت او بر باطن بندگان آشكار گردد به راههاى فروتنى و كرنش (در برابر خود) هدايتشان مىفرمايد.» مصباح الشّريعة، ص ١٢. بحار الانوار، ج ٨٢، ص ١٠٨.
[٥٦٤] - پاورقى ٣٣٢.