آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - تتميم
حقايق صفات كمال است، و مشتمل بر جميع «صفات ثبوتيّه» است، و از «صمد» تا آخر سوره «صفات تنزيهيّه» و اشاره به سلب نقايص است. و نيز در سوره شريفه اثبات خروج از حدين است كه حدّ «تعطيل» و «تشبيه» است، كه هر دو خروج از حد اعتدال و حقيقت توحيد است: آيه شريفه اول اشاره به نفى «تعطيل»، و تتمّه سوره اشاره به نفى «تشبيه» است، و نيز مشتمل است بر ذات من حيث هي و مقام «احديّت» كه تجلّى به اسماء ذاتيّه است، و مقام «واحديّت» كه تجلّى به اسماء صفات است، چنانچه تفصيل آن به قدر مناسبت ذكر شد.
تتميم
شيخ صدوق رضوان اللّه عليه روايت فرموده از ابى البخترى، وهب بن وهب القرشى، از حضرت صادق عليه السلام، از پدر بزرگوارش حضرت باقر العلوم عليه السلام، در قول خداى تعالى: قُلْ هُوَ اللَّه احَد فرمود: «قل يعنى ظاهر كن آنچه را وحى به تو فرموديم و تو را خبردار از آن نموديم به تركيب حرفهايى كه قرائت كرديم آنها را براى تو تا هدايت شود بدانها كسى كه سمع را بر افكنده و مشاهده مىنمايد. و هو اسمى است كنايه، كه اشاره به سوى غايب است: پس «ها» تنبيه دهد به معناى ثابت، و «واو» اشاره به غايب از حواسّ است، چنانچه «هذا» اشاره به شاهد نزد حواس است. و اين اشاره به غايب براى آن است كه كفار تنبّه دادند از خدايان خود به حرف اشاره شاهد مدرك، پس گفتند: اينها خدايان مايند كه محسوس و مدرك به ديدگانند، پس تو نيز اى محمد (ص) اشاره كن به سوى خداى خود تا ببينيم او را و ادراك نماييم او را و متحيّر در او نشويم. پس خداى تعالى فروفرستاد كه بگو: هو پس «ها» تثبيت فرمايد ثابت را، و «واو» اشاره است به غايب از درك چشمها و لمس حسّها، و اينكه خداوند متعالى از آن است، بلكه او مدرك ديدهها و آفريننده حواس است.»[٤٩٩]
[٤٩٩] - التوحيد، ص ٨٨،« باب تفسير قل هو اللّه احد»، حديث ١.