آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٠ - تنبيه ايمانى
به حجب ملكى يا ملكوتى، و يا سلوك إلى اللّه بىاحتجاب به حجب معاصى قالبيّه يا معاصى قلبيّه، يا سلوك إلى اللّه است بىاحتجاب به حجب غلوّ و يا تقصير، و يا سلوك إلى اللّه است بىاحتجاب به حجب نورانيّه يا ظلمانيّه، و يا سلوك إلى اللّه است بىاحتجاب به حجب وحدت يا كثرت. و شايد يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدى مَنْ يَشاء[٤٤٩] اشاره به اين مرتبه از هدايت و احتجابات باشد كه در حضرت قدر، كه نزد ما مرتبه واحديّت به تجلّى به حضرات اعيان ثابته است، تقدير شده. و تفصيل آن از حوصله اين رساله بلكه از نطاق تحرير و بيان خارج است. و هو سرّ من سرّ اللّه و ستر من ستر اللّه.[٤٥٠] دوم، هدايت به نور قرآن است. و در مقابل آن، غلوّ و تقصير از معرفت آن است، و يا وقوف به ظاهر و وقوف به باطن است، چنانچه بعضى اهل ظاهر علوم قرآن را عبارت از همان معانى عرفيّه عاميّه و مفاهيم سوقيّه وضعيّه مىدانند، و به همين عقيده تفكّر و تدبّر در قرآن نكنند، و استفاده آنها از اين صحيفه نورانيّه كه متكفّل سعادات روحيّه و جسميّه و قلبيّه و قالبيّه است منحصر به همان دستورات صوريّه ظاهريّه است، و آن همه آياتى كه دلالت كند بر آن كه تدبّر و تذكّر آن لازم يا راجح است و از استناره به نور قرآن فتح ابوابى از معرفت شود، پس پشت اندازند، گويى قرآن براى دعوت به دنيا و مستلذّات حيوانيّه و تأكيد مقام حيوانيّت و شهوات بهيميّه نازل شده است.
و بعضى اهل باطن به گمان خود از ظاهر قرآن و دعوتهاى صوريّه آن، كه دستور تأدّب به آداب محضر الهى و كيفيّت سلوك إلى اللّه است- و آنها غافل از آن هستند- منصرف شوند و با تلبيسات ابليس لعين و نفس امّاره بالسّوء از ظاهر قرآن منحرف، و به خيال خود به علوم باطنيّه آن متشبّث هستند، با آن كه راه وصول به باطن از تأدّب به ظاهر است.
[٤٤٩] -« هر كه را بخواهد گمراه مىكند و هر كه را بخواهد هدايت مىكند.»( نحل- ٩٣، فاطر- ٨)
[٤٥٠] - قال امير المؤمنين عليه السلام في القدر: الا، انّ القدر سرّ من سرّ اللّه و ستر من ستر اللّه. التوحيد، ص ٣٨٣،« باب القضاء و القدر ...»، حديث ٣٢.