آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٥ - فائدة
عبادت و پرستش نيست، ولى ممنوع است شرعا على الظاهر. پس احتراماتى كه صاحبان مذاهب از بزرگان مذهب خود مىكنند با اعتقاد به آن كه آنها بندگانى هستند كه در همه چيز محتاج به حق تعالى هستند- در اصل وجود و كمال آن- و عباد صالحى هستند كه با آن كه مالك نفع و ضرّ و موت و حيوة خود نيستند، به واسطه عبوديّت مقرّب درگاه و مورد عنايات حق تعالى و وسيله عطيّات اويند، به هيچ وجه شائبه شرك و كفر در آن نيست، و احترام خاصان خدا احترام او و «حبّ خاصان خدا حبّ خداست».[٤٤٠] و در بين طوايف اشهد باللّه و كفى به شهيدا طايفهاى كه به بركت اهل بيت وحى و عصمت و خزّان علم و حكمت از جميع طوايف عائله بشرى در توحيد و تقديس و تنزيه حق تعالى ممتازند، طايفه شيعه اثنى عشرى است، كه كتب اصول عقايد آنها- مثل كتاب شريف اصول كافى و كتاب شريف توحيد شيخ صدوق رضوان اللّه عليه- و خطب و ادعيه ائمّه معصومين آنها، كه در توحيد و تقديس حق جلّ و علا از آن معادن وحى و تنزيل صادر شده، شهادت بر آن مىدهد كه چنين علومى در بشر سابقه نداشته و حق تعالى را هيچ كس مثل آنها تقديس و تنزيه ننموده پس از كتاب مقدس وحى الهى و قرآن شريف كه به يد قدرت نگاشته شده.
معذلك كه شيعه در جميع امصار و اعصار از چنين ائمّه هداى معصومين منزّهين موحّدين، تبعيّت نمودند و به برهانهاى روشن آنها حق را شناخته و تنزيه و توحيد نمودند، بعضى از طوايف، كه الحاد آنها از عقايد و كتب آنها معلوم است، باب طعن و لعن را بر اينها مفتوح و به واسطه نصب باطنى كه داشتهاند تابعين اهل بيت عصمت را به شرك و كفر منسوب نمودند.
و اين در بازار معرفت و حكمت گرچه ارزشى ندارد ولى چون مفسدهاش اين است كه مردم ناقص و عوام جاهل بىخبر را از معادن علم دور و به جهل و شقاوت سوق مىدهد، جنايت بزرگى است به نوع بشر كه جبران آن به هيچ
[٤٤٠] - پاورقى ٢٤٨.