آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨١ - فائدة عرفانية
و شايد نكته آن باشد كه حصر استعانت به حق تعالى به حسب مقام سلوك إلى اللّه متأخّر است از حصر عبادت، چنانچه واضح است كه بسيارى از موحّدين در عبادت و حاصرين عبادت را به حق، در استعانت مشركند و حصر استعانت به حق نكنند، چنانچه از بعض ارباب تفسير نقل نموديم كه حصر استعانت حقيقى نيست. پس، حصر در عبادت، به معنى متعارف، از اوائل مقامات موحّدين است، و حصر استعانت ترك غير حق است مطلقا.
و پوشيده نباشد كه مقصود از «استعانت» فقط استعانت در عبادت نيست بلكه استعانت در مطلق امور است، و اين پس از رفض اسباب و ترك كثرات و اقبال تامّ على اللّه است. و به عبارت ديگر، حصر «عبادت» حق خواهى و حق طلبى است و ترك طلب غير است، و حصر «استعانت» حق بينى و ترك رؤيت غير است. و ترك رؤيت غير، در مقامات عارفين و منازل سالكين، مؤخّر از ترك طلب غير است.
فائدة عرفانية
بدان اى عبد سالك كه حصر «عبادت» و «استعانت» به حق نيز از مقامات موحّدين و مدارج كامله سالكين نيست، زيرا كه در آن دعوى است كه منافى با توحيد و تجريد است، بلكه رؤيت عبادت و عابد و معبود و مستعين و مستعان به و استعانت منافى با توحيد است. و در توحيد حقيقى كه به قلب سالك جلوه كند، اين كثرات مستهلك و رؤيت اين امور مضمحل است.
بلى، كسانى كه از جذبه غيبيّه به خود آمده و مقام صحو براى آنها حاصل شده، كثرت حجاب آنها نيست. زيرا كه مردم چند طايفهاند:
گروهى محجوبانند، چون ما بيچارگان فرورفته در حجب ظلمانى طبيعت.
و گروهى سالكانند، كه مسافر إلى اللّه و مهاجر به سوى بارگاه قدسند.
و گروهى واصلانند، كه از حجب كثرت خارج و اشتغال به حق دارند و از خلق غافل و محجوبند، و از براى آنها صعق كلى و محو مطلق حاصل