آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٥ - نقل و تحقيق توضيح راجع به متكلم بودن خداى تعالى و السنهاى كه او خود را بدان حمد و مدح مىكند
تجلّى ازلى به اعلى مراتب تجلّيات در حضرت ذات براى ذات. و اين تجلّى و اظهار ما في مكنون غيبى و مقارعه ذاتيّه، «كلام ذاتى» است كه به لسان ذات در حضرت غيب واقع است. و مشاهده اين تجلّى كلامى، سمع ذات است.
و اين ثناى ذات براى ذات حق، ثناى حق است كه ديگر موجودات از ادراك آن عاجزند، چنانچه ذات مقدس نبى ختمى، اقرب و اشرف موجودات، اعتراف به عجز فرمايد و گويد: لا احصى ثناء عليك، انت كما اثنيت على نفسك.[٣٨٩] و اين معلوم است كه احصاء ثناء، فرع معرفت به كمال و جمال است، و چون معرفت تامّه به جمال مطلق حاصل نشود، ثناى حقيقى نيز واقع نگردد، و غايت معرفت اصحاب معرفت عرفان عجز است.
و اهل معرفت گويند حق تعالى با السنه خمسه حمد و مدح خود كند. و آن السنة، لسان ذات است من حيث هي، و لسان احديّت غيب است، و لسان واحديّت جمعيّه است، و لسان اسماء تفصيليّه است، و لسان اعيان است. و اينها غير از لسان ظهور است، كه اول آن لسان مشيّت است تا آخر مراتب تعيّنات كه لسان كثرات وجوديّه است.
و بدان كه از براى جميع موجودات حظّ بلكه حظوظى از عالم غيب كه حيوة محض است مىباشد، و حيات سارى در تمام دار وجود است. و اين مطلب نزد ارباب فلسفه عاليه با برهان، و نزد اصحاب قلوب و معرفت به مشاهده و عيان، ثابت است، و آيات شريفه الهيّه و اخبار اولياء وحى عليهم الصلاة و السلام دلالت تامّ تمام بر آن دارد. و محجوبين از اهل فلسفه عاميّه و اهل ظاهر كه نطق موجودات را نيافتهاند به تأويل و توجيه پرداختهاند. و عجب آن است كه اهل ظاهر كه به اهل فلسفه طعن زنند كه تأويل كتاب خدا كنند به حسب عقل خود، در اين موارد خود تأويل اين همه آيات صريحه و احاديث صحيحه كنند به مجرد آن كه نطق موجودات را نيافتهاند، با آنكه برهانى در
[٣٨٩] -« تو را ستايش نتوانم كرد، تو آنچنانى كه خود خويشتن را ستودهاى.» مصباح الشريعة، باب ٥. عوالى اللّئالى، ج ١، ص ٣٨٩.