آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٤ - فصل پنجم در بيان اجمالى از تفسير سوره مباركه «حمد» و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است
غايت عبادات است- چنانچه خداى تعالى در خلوت انس و محفل قدس به كليم خود موسى بن عمران فرمود: انَّنى انَا اللَّه لا الهَ الَّا انَا فَاعْبُدْنى وَ اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى،[٣٦٩] غايت اقامه صلاة را ذكر خود قرار داد- پس بعد از تذكّر شديد، راه ديگر از معارف به قلب عارف باز شود و جذب به عالم وحدت شود تا آن كه لسان حال و قلبش آن شود كه باللّه الحمد للّه[٣٧٠] و أنت كما اثنيت على نفسك[٣٧١] و اعوذ بك منك.[٣٧٢] اين اجمالى از سرّ تعلّق «باء» بسم اللّه، و شمّهاى از معارفى كه از آن استفاده شود. و اما اسرار «باء» و نقطه تحت الباء، كه در باطن مقام ولايت علوى است و مقام جمع الجمع قرآنى است، پس آن مجالى واسعتر مىخواهد.
و اما حقيقة الاسم، پس از براى آن، مقام غيبى، و غيب الغيبى، و سرّى، و سرّ السرّى است، و مقام ظهور، و ظهور الظّهورى. و چون اسم علامت حق و فانى در ذات مقدّس است، پس هر اسمى كه به افق وحدت نزديكتر و از عالم كثرت بعيدتر باشد در اسميّت كاملتر است. و اتمّ الاسماء اسمى است كه از كثرات، حتى كثرت علمى، مبرّا باشد، و آن تجلّى غيبى احدى احمدى است در حضرت ذات به مقام «فيض اقدس» كه شايد اشاره به آن باشد كريمه شريفه او ادنى،[٣٧٣] و پس از آن، تجلّى به حضرت اسم اللّه الاعظم است در حضرت واحديت، و پس از آن، تجلّى به «فيض مقدس» است، و پس از آن، تجلّيات به نعت كثرت است در حضرات اعيان إلى اخيرة
[٣٦٩] -« همانا منم خداى يكتا خدايى جز من نيست، پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من بر پا دار.»( طه- ١٤)
[٣٧٠] -« سپاس او به خود اوست.»
[٣٧١] - پاورقى ٢٢٤.
[٣٧٢] - پاورقى ١- ٢٢٤.
[٣٧٣] - فكانَ قَابَ قَوْسَيْنِ اوْ ادْنى( پس نزديك شد چنانكه فاصلهاش با او به قدر دو كمان يا نزديكتر بود.)( نجم- ٩)