آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٠ - ركن دوم در «مستعاذ منه» است
يَحْضُروُن.[٣٤٤] پس، انسان در دو مقام مستعيذ نيست: يكى قبل از سلوك، و آن حال احتجاب محض است كه در تحت تصرّف و سلطنت شيطان است. و يكى بعد از ختم سلوك، كه فناى مطلق دست دهد، كه از مستعيذ و مستعاذ منه و مستعاذ له و استعاذه خبرى نيست. و در دو مقام مستعيذ است: يكى حال سلوك إلى اللّه، كه استعاذه كند از خارهاى طريق وصول كه قعود بر صراط مستقيم انسانيّت كردند، چنانچه خداوند از قول شيطان حكايت فرمايد: فَبِما اغْوَيْتَنى لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم[٣٤٥] و يكى در حال صحو و رجوع از فناى مطلق، كه استعاذه كند از احتجابات تلوينيّه و غير آن.
ركن دوم در «مستعاذ منه» است.
و آن ابليس لعين و شيطان رجيم است كه به واسطه دامهاى گوناگون انسان را از وصول به مقصد و حصول مقصود باز دارد. و آنچه كه بعض اعاظم از اهل معرفت ذكر فرموده كه حقيقت شيطان عبارت است از جميع عالم به جنبه سوائيّه، پيش نويسنده تمام نيست، زيرا كه جنبه سوائيّه كه عبارت از يك صورت موهومه عارى از حقيقت و خالى از تحقّق و واقعيتى است، از دامهاى ابليس است كه انسان را سرگرم به آن مىكند- و شايد اشاره به اين معنى باشد قول خداى تعالى: الْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِر[٣٤٦]- و الّا خود ابليس حقيقتى است كه داراى تجرّد مثالى و حقيقت ابليسيّه كلّيّه كه رئيس الابالسه است و هم الكلّ است، چنانچه حقيقت عقليّه مجرّده كلّيّه، كه آدم اوّل است، عقل الكلّ است، و واهمههاى جزئيّه ملكيّه از مظاهر و شئون آن است، چنانچه عقول جزئيّه از شئون و مظاهر عقل كلّى است. و تفصيل و تحقيق اين مقام از حوصله اين رساله خارج است.
[٣٤٤] -« و بگو پروردگارا، پناه مىبرم به تو از وسوسههاى شيطانها و پناه مىبرم به تو از اينكه نزد من حاضر شوند.»( مؤمنون- ٩٧، ٩٨)
[٣٤٥] - پاورقى ٣٦٣.
[٣٤٦] -« شما را جستن بيشى مال غافل ساخت تا هنگام رسيدن به گورستان.»( تكاثر- ١- ٢)