آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٨ - ركن اول در «مستعيذ» است
واقع شود، و در لفظ استعاذه باللّه من الشّيطان گويد، و در حقيقت چون تصرّف شيطانى است، استعاذه بشيطان من اللّه واقع شود، و خود استعاذه عكس مطلوب را محقّق كند، و شيطان گوينده استعاذه را مسخره كند، و اين سخريّه نتيجهاش پس از كشف غطا و بر چيده شدن پرده طبيعت معلوم شود. و مثل چنين شخصى كه استعاذهاش فقط لفظيّه است مثل كسى است كه از شرّ دشمن جرّارى بخواهد به قلعه محكمى پناه ببرد، ولى خود به طرف دشمن برود و از قلعه رو برگرداند و لفظا بگويد از شر اين دشمن به اين قلعه پناه مىبرم. چنين شخصى علاوه بر آنكه به شرّ دشمن گرفتار شود به سخريّه او نيز دچار گردد.
فصل سوم در بيان اركان استعاذه است و آن چهار است
اول، مستعيذ. دوم، مستعاذ منه. سوم، مستعاذ به. چهارم، مستعاذ لأجله بدان كه براى اين اركان تفصيل بسيار است كه از حوصله اين اوراق خارج است، و ما به ذكر مختصرى از آن اكتفاء مىكنيم.
ركن اول در «مستعيذ» است.
و آن حقيقت انسانيّه است از اول منزل سلوك إلى اللّه تا منتهى النّهايه فناى ذاتى- و اذا تمّ الفناء المطلق، هلك الشّيطان و تمّ الاستعاذة.[٣٤١] و تفصيل اين اجمال آن كه انسان تا در بيت نفس و طبيعت مقيم است و به سفر روحانى و سلوك إلى اللّه اشتغال پيدا نكرده و در تحت سلطنت شيطانيّه به همه شئون و مراتب است، به حقيقت استعاذه متلبّس نشده و لقلقه لسان او
[٣٤١] -« چون فناء مطلق حاصل گشت، شيطان هلاك گرديده و استعاذه تحقق يافته است.»