آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٦ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
اين مقام، استعاذه روح، و استعاذه سرّ، و ديگر مراتب استعاذه است، كه با اين اوراق تناسب ندارد، و اين قدر نيز از طغيان قلم عبد يا اجراى قلم مولا جلّ و علا صورت ترقيم گرفت. و إليه المفزع.
يكى ديگر از آداب و شرائط استعاذه آن است كه در آيه شريفه- كه در اول فصل مذكور شد- اشاره به آن فرموده، و آن «ايمان» است. و آن غير از علم است، و لو به برهان حكمى حاصل شود (پاى استدلاليان چوبين بود).[٣٣٩] و ايمان حظّ قلب است كه با شدّت تذكّر و تفكّر و انس و خلوت با حق حاصل شود. شيطان با آن كه علم به مبدأ و معاد- به نص قرآن- داشته، در زمره كفار محسوب شده. اگر ايمان عبارت از همين علم برهانى بود، بايد كسانى كه اين علم را دارند از تصرف شيطان دور باشند و نور هدايت قرآن در آنها تابان باشد، با اينكه اين آثار را مىبينيم حاصل نشود با ايمان برهانى.
پس اگر بخواهيم از تصرف شيطان خارج شويم و در تحت پناه حق تعالى واقع شويم، بايد با شدّت ارتياض قلبى و دوام توجّه يا كثرت آن و شدّت مراوده و خلوت، حقايق ايمانيّه را به قلب رسانده تا قلب الهى شود، و چون قلب الهى شد، از تصرّف شيطان تهى گردد، چنانچه خداى تعالى فرمايد: اللَّه وَلِىُّ الَّذينَ آمَنوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ الىَ النّوُر.[٣٤٠] پس مؤمنين را، كه حق تعالى متصرّف و متولّى ظاهر و باطن و سرّ و علن است، از تصرّفات شيطان خالص و در سلطنت رحمن داخلند، و از همه مراتب ظلمات به نور مطلق آنها را خارج كند: از ظلمت معصيت و طغيان، و ظلمت كدورات اخلاق رذيله، و ظلمت جهل و كفر و شرك و خودبينى و خود خواهى و خودپسندى، به نور طاعت و عبادت و انوار اخلاق فاضله، و نور علم و كمال ايمان و توحيد و خدا بينى و خدا خواهى و خدا دوستى منتقل شود.
[٣٣٩] -« پاى استدلاليان چوبين بود- پاى چوبين سخت بىتمكين بود».- مولوى
[٣٤٠] - پاورقى ١٥٨.