آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٤ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
مختصّات نبىّ ختمى و قلب خالص نورانى احدى احمدى جمعى محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است بالاصاله و از براى كمّل و خلّص اهل بيت او است بالتبعيّه، ولى مؤمنان و مخلصان نيز نبايد از همه مراتب آن چشم پوشيده، قناعت كنند به اخلاص صورى عملى و خلوص ظاهرى فقهى، زيرا كه وقوف در منازل از شاهكارهاى ابليس است كه به سر راه انسان و انسانيّت نشسته و او را با هر وسيله هست از عروج به كمالات و وصول به مدارج باز مىدارد. پس، بايد همت را بزرگ كرده و اراده را قوّت داده بلكه اين نور الهى و لطيفه ربّانيه از صورت به باطن و از ملك به ملكوت سرايت كند. و به هر مرتبهاى از اخلاص كه انسان نائل شود، به همان اندازه در پناه حق رفته و حقيقت استعاذه متحقق شده و دست تصرف ديو پليد و شيطان از انسان كوتاه گردد.
پس، اگر صورت ملكيّه انسانيّه را براى خدا خالص كردى و جيوش ظاهريّه دنياويّه نفس را كه عبارت است از قواى متشتّته در ملك بدن به پناه حق بردى و اقاليم سبعه ارضيّه را كه چشم و گوش و زبان و بطن و فرج و دست و پا است تطهير از قذارات معاصى نمودى و به تصرف ملائكة اللّه كه جيوش الهيهاند دادى، كمكم اين اقاليم حقّانى شود و به تصرف حق متصرف گردد تا آنجا كه خود نيز ملائكة اللّه شود، يا چون ملائكة اللّه لا يَعْصوُنَ اللَّه ما امَرَهُمْ وَ يَفْعَلوُنَ ما يُؤْمَرُون[٣٣٧] گردد، پس، مرتبه اولاى استعاذه صورت گيرد، و شيطان و جيوشش از مملكت ظاهر كوچ كنند و به باطن رو آورند و به قواى ملكوتيّه نفسانيّه هجوم كنند. از اين جهت كار سالك مشكلتر و سلوكش دقيقتر گردد، و بايد قدم سيرش قوىتر و مراقبتش كاملتر گردد و از مهالك نفسانيّه كه عجب و ريا و كبر و افتخار و غير آن است بايد به خداى متعال پناه برد، و كمكم به تصفيه باطن از كدورات معنويّه و قذارات باطنيّه اشتغال پيدا كند.
[٣٣٧] -« خدا را در آنچه امرشان مىكند نافرمانى نمىكنند و آنچه را فرمان مىدهد انجام مىدهند.»( تحريم- ٦)