آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٢ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
مىشد. پس، مقصود از اين اخلاص، خالص شدن هويت انسانية به جميع شئون غيبيّه و ظاهريّه است كه اخلاص عملى از رشحات آن است. گرچه در ابتدا سلوك براى عامّه اين حقيقت و لطيفه الهيّه حاصل نشود مگر به شدّت رياضات عمليّه، و خصوصا قلبيّه كه اصل آن است، چنانچه اشاره به آن است در حديث مشهور كه مىفرمايد: من اخلص للّه اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه.[٣٣٤] كسى كه چهل صباح- به مقدار تخمير طينت آدم كه چهل صباح بوده و رابطه اين دو به هم پيش اهل معرفت و اصحاب قلوب معلوم است- خود را براى خدا خالص كند و عملهاى قلبى و قالبيش را خالص براى حق كند، قلبش الهى شود، و قلب الهى جز چشمههاى حكمت نزايد، پس زبانش نيز، كه بزرگتر ترجمان قلب است، ناطق به حكمت شود.
پس، در اوّل امر اخلاص عمل باعث خلوص قلب شود، و چون قلب خالص شد، انوار جلال و جمال، كه به تخمير الهى در طينت آدمى وديعه بود، در مرآت قلب ظاهر شود و جلوه كند و از باطن قلب به ظاهر ملك بدن سرايت كند.
بالجمله، آن خلوص كه موجب خروج از تحت سلطنت شيطانيّه است، خالص شدن هويّت روح و باطن قلب است براى خداى تعالى. و اشاره به اين مرتبه از خلوص است كلام حضرت امير المؤمنين در مناجات شعبانيّه: الهى، هب لي كمال الانقطاع إليك.[٣٣٥] و چون قلب به اين مرتبه از اخلاص رسد و از ما سوى بكلى منقطع شود و در مملكت وجود او به جز حق راه نداشته باشد، شيطان را- كه از غير راه حق بر انسان راه يابد- بر او راه نباشد، و حق تعالى او را به پناه خود بپذيرد و در حصن حصين الوهيّت واقع شود، چنانچه فرمايد: كلمة لا إله الّا اللّه حصنى، فمن دخل حصنى، امن من عذابى.[٣٣٦] دخول در حصن «لا إله الّا اللّه» را مراتبى است، چنانچه ايمنى از
[٣٣٤] - پاورقى ٢٥٠.
[٣٣٥] - پاورقى ١.
[٣٣٦] - كلمه لا إله الّا اللّه قلعه من است و هر كس به قلعه من در آيد از عذاب من در امان است.» التوحيد، ص ٢٥، بحار الانوار، ج ٣، ص ١٣، و ج ٩٠، ص ١٩٢.