آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٦ - فصل چهارم موانع و حجب استفاده از قرآن
اصطلاحى را محبوس كند در حجاب غليظ اصطلاحات و مفاهيم و امثال آن. شخص مستفيد بايد تمام اين حجب را خرق كند و از ماوراء اين حجب به قرآن نظر كند و در هيچ يك اين حجابها توقّف نكند كه از قافله سالكان إلى اللّه بازماند و از دعوتهاى شيرين الهى محروم مىشود. از خود قرآن شريف دستور عدم وقوف و قانع نشدن به يك حدّ معيّن استفاده شود. در قصص قرآنيّه اشارت به اين معنى بسيار است. حضرت موسى كليم با مقام بزرگ نبوّت قناعت به آن مقام نكرد و به مقام شامخ علم خود وقوف نفرمود، به مجرّد آن كه شخص كاملى را مثل خضر ملاقات كرد با آن تواضع و خضوع گفت: هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى انْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً.[٢٧٥] و ملازم خدمت او شد تا علومى كه بايد استفاده كند فرا گرفت. حضرت إبراهيم عليه السلام به مقام بزرگ ايمان و علم خاصّ به انبياء عليهم السلام قناعت نكرد، عرض كرد: رَبِّ ارِنى كَيْفَ تُحيى الْمَوْتى.[٢٧٦] از ايمان قلبى خواست ترقّى كند به مقام اطمينان شهودى.
بالاتر آن كه خداى تبارك و تعالى به جناب ختمى مرتبت- اعرف خلق اللّه على الاطلاق- دستور مىدهد به كريمه شريفه وَ قُلْ رَبِّ زِدْنى عِلمْاً.[٢٧٧] اين دستورات كتاب الهى، اين نقل قصههاى انبياء، براى آن است كه ما از آنها تنبّه حاصل كنيم و از خواب غفلت بر انگيخته شويم.
يكى ديگر از حجب، حجاب آراء فاسده و مسالك و مذاهب باطله است، كه اين گاهى از سوء استعداد خود شخص است و اغلب از تبعيّت و تقليد پيدا شود. و اين از حجبى است كه مخصوصا از معارف قرآن ما را محجوب نموده. مثلا، اگر اعتقاد فاسدى به مجرّد استماع از پدر و مادر يا بعض از جهله از اهل منبر در دل ما راسخ شده باشد، اين عقيده حاجب شود ما بين ما و آيات شريفه الهيّه، و اگر هزاران آيه و روايت وارد شود كه مخالف
[٢٧٥] -« آيا پيروى( همراهى) تو نمايم تا آنچه را آموختهاى از بصيرت و رشاد به من بياموزى؟»( كهف- ٦٦)
[٢٧٦] - پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده مىكنى.»( بقره- ٢٦٠)
[٢٧٧] -« و بگو: پروردگارا بر دانش من بيفزا.»( طه- ١١٤)