آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٤ - فصل سوم راه استفاده از قرآن
و لِيَتَذَكَّرَ اولوا الالْباب.[٢٧٢] إلى غير ذلك از آيات شريفه كه ذكرش به طول انجامد.
بالجمله، مقصود ما از اين بيان نه انتقاد در اطراف تفاسير است، چه كه هر يك از مفسّرين زحمتهاى فراوان كشيده و رنجهاى بىپايان برده تا كتابى شريف فراهم آورده فَلِلّهِ درّهم و على اللّه اجرهم، بلكه مقصود ما آن است كه راه استفاده از اين كتاب شريف را، كه تنها كتاب سلوك إلى اللّه و يكتا كتاب تهذيب نفوس و آداب و سنن الهيّه است و بزرگتر وسيله رابطه بين خالق و خلق و عروة الوثقى و حبل المتين تمسّك به عزّ ربوبيّت است، بايد به روى مردم مفتوح نمود. علماء و مفسّرين تفاسير فارسى و عربى بنويسند و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورات عرفانى و اخلاقى و بيان كيفيّت ربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دار الغرور به دار السّرور و الخلود باشد، به طورى كه در اين كتاب شريف به وديعت گذاشته شده. صاحب اين كتاب سكّاكى و شيخ نيست كه مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد، سيبويه و خليل نيست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد، مسعودى و ابن خلّكان نيست تا در اطراف تاريخ عالم بحث كند، اين كتاب چون عصاى موسى و يد بيضاى آن سرور، يا دم عيسى كه احياء اموات مىكرد نيست كه فقط براى اعجاز و دلالت بر صدق نبىّ اكرم آمده باشد، بلكه اين صحيفه الهيّه كتاب احياء قلوب به حياة ابدى علم و معارف الهيّه است، اين كتاب خدا است و به شئون الهيّه جلّ و علا دعوت مىكند. مفسّر بايد شئون الهيّه را به مردم تعليم كند، و مردم بايد براى تعلّم شئون الهيّه به آن رجوع كنند تا استفادت از آن حاصل شود- وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ الّا خَساراً.[٢٧٣] چه خسارتى بالاتر از اين كه سى- چهل سال كتاب الهى را قرائت كنيم و به
[٢٧٢] -« كتاب مباركى كه به سوى تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبّر كنند و صاحبان خرد متذكر شوند.»( ص- ٢٩)
[٢٧٣] -« ما از قرآن آنچه را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مىكنيم و آن ستمكاران را جز زيان نمىافزايد.»( اسراء- ٨٢)