آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - فصل چهارم و از آداب مهمّه قلبيّه عبادات، خصوصا عبادات ذكريّه، طمأنينه است
گردد. و امّا اگر اين ذكر شريف را بىسكونت قلب و طمأنينه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواسّ گفت، از آن در قلب اثرى حاصل نشود و از حدّ زبان و گوش حيوانى ظاهرى به باطن و سمع انسانى نرسد و حقيقت آن در باطن قلب محقّق نشود و صورت كماليّه قلب نگردد كه ممكن الزّوال نباشد.
پس، اگر أهوال و شدائدى دست دهد، خصوصا مثل أهوال و سكرات موت و شدائد نزع روح انسانى، بكلّى آن ذكر را فراموش كند و از صفحه دل آن ذكر شريف محو شود، بلكه اسم حق تعالى و رسول ختمى (ص) و دين شريف اسلام و كتاب مقدّس الهى و ائمّه هدى (ع) و ساير معارف را كه به قلب نرسانده فراموش كند و در وقت سؤال قبر جوابى نتواند دهد، تلقين را نيز به حال او فايدهاى نباشد، زيرا كه در خود از حقيقت ربوبيّت و رسالت و ديگر معارف اثرى نمىبيند، و آنچه به لقلقه لسان گفته بود و در قلب صورت نگرفته بود از خاطرش محو شود و او را نصيبى از شهادت به ربوبيّت و رسالت و ديگر معارف نخواهد بود.
و در حديث است كه يك طايفه از امّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم را كه وارد جهنّم مىكنند، از هيبت مالك جهنّم اسم پيغمبر را فراموش مىكنند، با آنكه در همان حديث است كه آنها اهل ايمان هستند و قلوب آنها و صورتهاى آنها از نور ايمان درخشان و متلألى است.[٢٢] جناب محدّث عظيم الشّأن مجلسى رحمه اللّه در مرآة العقول در شرح حديث شريف كنت سمعه و بصره فرمايد: «كسى كه چشم و گوش و ديگر اعضاى خود را در راه اطاعت حق تعالى صرف نكند، داراى چشم و گوش روحانى نشود و اين چشم و گوش ملكى جسمانى در آن عالم نرود و در عالم قبر و قيامت بىگوش و چشم باشد، و ميزان سؤال و جواب قبر آن اعضاء روحانى است.» انتهى حاصل ترجمته.[٢٣].
[٢٢] - علم اليقين. ج ٢، ص ١٠٣٩.
[٢٣] - مرآة العقول، ج ١٠، ص ٣٩٢.