آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٦ - فصل دوم در بعضى از آداب و اسرار تكبيرات اذان و اقامه است
نماز نصب العين سالك بايد باشد. و از اين جهت در اذان و اقامه مكرر ذكر شود و در نماز دائما تكرار شود، در انتقال از هر حالى به حال ديگر اعاده آن شود كه در قلب سالك قصور ذاتى خود و عظمت و كبرياى ذات مقدس تمكين پيدا كند.
و از اينجا ادب آن نيز معلوم شود كه بايد سالك در هر تكبيرى قلب و قواى خود را متذكر كند به عجز خود و كبرياى حق. و به وجه ديگر ممكن است كه اين تكبيرات اوّليّه اذان هر يك اشاره به مقامى باشد: پس اول، اشاره باشد به تكبير از توصيف ذاتا. و دوم، به تكبير از توصيف وصفا. و سوم، به تكبير از توصيف اسما. و چهارم، تكبير از توصيف فعلا. پس گويى كه سالك گويد:
اللّه اكبر از توصيف ذات يا تجلّيات ذاتيّه و از توصيف صفات و اسماء و افعال يا تجلّيات به حسب آنها.
و في حديث طويل عن امير المؤمنين عليه السلام انّه قال: و الوجه الآخر «اللّه اكبر» فيه نفى كيفيّته، كانّه يقول (اى المؤذّن): اللّه اجلّ من ان يدرك الواصفون قدر صفته الّذى هو موصوف به، و انّما يصفه الواصفون صفته على قدرهم لا قدر عظمته و جلاله. تعالى اللّه عن ان يدرك الواصفون صفته علوّا كبيرا ... الحديث [١] و از آداب مهمّه تكبيرات آن است كه سالك مجاهده نمايد و با رياضات قلبيّه قلب را محلّ كبرياى حق جلّ جلاله قرار دهد، و كبر شأن و عظمت و سلطان و جلال را به ذات مقدّس حقّ جلّ و علا منحصر كند و سلب كبريا از ديگر موجودات نمايد، و اگر در دل از كبرياى احدى اثرى باشد كه آن را پرتو كبرياى حق نبيند و نداند، قلبش مريض و معلل است و مورد تصرف شيطان
______________________________
[١]- «وجه ديگر «اللّه اكبر» اين است كه كيفيّت و چگونگى را از او نفى مىكند، گويى اذان گوينده مىگويد: خدا والاتر از آن است كه وصفكنندگان صفت او را (آنچنانكه هست) ادراك كنند.
وصفكنندگان به قدر ادراك خود او را وصف مىكنند نه به قدر عظمت و جلال او. خدا بسيار برتر از آن است كه وصفگويان صفت او را دريابند ...». بحار الانوار، ج ٨١ ص ١٣١، «كتاب الصّلاة»، «باب الاذان و الاقامة»، حديث ٢٤.