آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٣ - فصل دوم در مواظبت از وقت
تجلّيات لطفيّه و قهريّه و استشعار عظمت و رحمت، گاهى اشتياق ملاقات و استشعار رحمت و جمال آنها را به سرور و بهجت وادار كند و ارحنا يا بلال[١٦٨] گويند. و گاهى تجلّيات به عظمت و قهر و سلطنت آنها را از خود بىخود كند و رعشه و رعده براى آنها دست دهد.
بالجمله، اى ضعيف، آداب قلبيّه اوقات آنست كه خود را مهيّا كنى براى ورود به حضور مالك دنيا و آخرت و مخاطبه و مكالمه با حضرت حق جلّ و علا، پس، با نظرى توجّه به ضعف و بيچارگى و ذلّت و بينوائى خود كن و عظمت و بزرگى و جلال و كبرياى ذات مقدّس جلّت عظمته كه انبياء مرسلين و ملائكه مقرّبين در بارگاه عظمتش از خود بىخود شوند و اعتراف به عجز و مسكنت و ذلّت كنند، و چون اين نظر را كردى و به دل فهماندى، دل استشعار خوف كند و خود و عبادات خود را ناچيز شمارد. و با نظرى توجّه به سعه رحمت و كمال عطوفت و احاطه رحمانيّت آن ذات مقدّس كن كه بنده ضعيفى را به بارگاه قدس خود با همه آلودگى و بيچارگى كه دارد بار داده، و او را با همه تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن كتابهاى آسمانى و فرستادن انبياء مرسلين عليهم السلام دعوت به مجلس انس خود فرموده بدون آن كه سابقه استعدادى از براى ممكن بيچاره باشد، يا در اين دعوت و حضور براى حضرتش- نعوذ باللّه- يا ملائكة اللّه و انبياء عليهم السلام سودى تصوّر بشود.
البتّه قلب را با اين توجّه انسى حاصل شود و استشعار رجاء و اميدوارى مىكند. پس، با قدم خوف و رجاء و رغبت و رهبت خود را مهيّاى حضور كن، و عدّه و عدّه حضور را مهيّا كن، كه عمده آن آنست كه با قلب خجل و دل و جل و استشعار انكسار و ذلّت و ضعف و بيچارگى وارد محضر شوى، و خود را به هيچ وجه لايق محضر ندانى و لايق عبادت و عبوديّت نشمارى، و اذن دخول در عبادت و عبوديّت را فقط از شمول رحمت و عميم لطف حضرت
[١٦٨] - المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء، ج ١، ص ٣٧٧. و مولوى در مثنوى گويد:« جان كمال است و نداى او كمال- مصطفى گويان« ارحنا يا بلال.».