آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٣ - فصل اوّل در معرفت مكان است
مقام دوم، مرتبه قواى ظاهره و باطنه كه جنود ملكيّه و ملكوتيّه نفس است كه محل آنها ارض طبيعت انسان است كه اين بنيه و كالبد باشد. و سالك را در اين مقام ادب آن است كه به باطن قلب بفهماند كه ارض طبيعت خود مسجد ربوبيّت است و سجدهگاه جنود رحمانيّه است، پس، مسجد را به قاذورات تصرّف ابليس پليد ننمايد و جنود الهيّه را در تحت تصرّف ابليس قرار ندهد تا ارض طبيعت به شروق نور ربّ روشن گردد و از ظلمت و كدورت بعد از ساحت ربوبيّت بيرون آيد. پس، قواى ملكيّه و ملكوتيّه خود را معتكف در مسجد بدن داند، و با بدن به نظر مسجديّت معامله كند، و با قوا به نظر عكوف بفناء اللّه رفتار نمايد. و در اين مقام تكليف سالك بيشتر است، زيرا كه تنظيف مسجد و طهارت آن نيز به عهده خودش است، چنانچه آداب معتكفان در اين مسجد را نيز خود متكفّل است.
و مقام سوّم، نشئه غيبيّه قلبيه سالك است كه محلّ آن، بدن برزخى غيبى نفس است كه به انشاء و خلّاقيّت خود نفس پيدا شود. و سالك را در اين مقام ادب آن است كه به خود بچشاند كه اين مقام با مقامات ديگر بسيار متفاوت است و حفظ اين مقام از مهمّات سلوك است، زيرا كه قلب امام معتكفان درگاه است و با فساد او همه آنها فاسد شوند- اذا فسد العالم فسد العالم.[١٥٠] قلب عالم عالم صغير است، و عالم قلب عالم كبير است. و در اين مقام تكليف سالك بيشتر گردد از آن دو مقام، زيرا كه بناى مسجد نيز به خودش تكليف شده، و ممكن است خداى نخواسته مسجدش مسجد ضرار و كفر و تفريق بين مسلمين باشد، و در چنين مسجد عبادت حق جائز نباشد و تخريب آن لازم باشد. و چون سالك مسجد ملكوتى الهى را با دست تصرّف رحمانى و يد ولايتمآبى تأسيس كرد و خود آن مسجد را از جميع قذارات و
[١٥٠] -« چون دانشمند فاسد گردد، جهان تباه مىشود.» در غرر الحكم، ج ٧، ص ٢٦٩، بدين عبارت آمده است:« زلّة العالم تفسد العالم».