یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - مکتب انسانیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٩١
ملزم کرد که به اصول اخلاق و عدالت و هدف غایی و معنی حیات- چنانکه آقای سارتر یا هرکس دیگر طرح مینماید که خود اعتراف میکند که اینهمه را خود خلق کرده و فرض کرده و از خود درآورده و حقیقت و اصالت ندارد بلکه مصلحتی است- مؤمن و معتقد شود و برای استقرار این اصول که خواه ناخواه به فداکاریها، ریاضتها، تحمل محرومیتها و ایثارها و حتی جانبازیها نیازمند است وادار گردد؟» [١] در صفحه ١٢٣ همان کتاب، شماره ٥٤ میگوید:
«ژان پل سارتر یکی از بنیانگذاران مکتب اگزیستانسیالیسم میگوید:
هستی بیهوده است، آسمان پر از هیچ است، در آنجا خبری نیست، خدایی در کار نیست، همه چیز عاری از معنی و هدف است. حیات نیز همچون هستی غایتی ندارد. انسان نیز چنین است. اما برای اینکه ما بتوانیم بدان معنی بخشیم، خود باید برای خود هدف عالی بسازیم، زیرا تنها انسان است که در این عالم میتواند به خود و به حیات و به هستی جان بدهد، معنی بدهد، زیرا دارای اختیار و آزادی است.».
انسان قربانی ماتریالیسم شد:
٢٩. اولین قربانی ماتریالیسم، اصالت انسان و اصالت ملاکهای انسانی است. شرافت انسان، شرافت نیکی و احسان و خدمت به انسان، قداست خدمت به بشر، فضیلت خیر، همه قربانی این طرز تفکر است.
مشکلی که ماتریالیسم قادر به حل آن نیست:
و از جمله مظاهر و آثار تفکر الهی و یا به اصطلاح متافیزیسم (اگرچه اصطلاح غلطی است) شرافت انسان و ملاکهای انسانی و فعالیتهای خیرخواهانه است، شرافت و قداست صلح، آزادی، آسایش و امنیت، بالارفتن سطح فکر، دانش، تأمین لوازم زندگی، بهداشت و غیره است که باقی مانده حتی در میان منکران و مخالفان. مسأله نیازمندیهای
[١]. قرآن تعبیر عالی دارد:«اللَّهُ نورُالسَّمواتِ وَالْأرْضِ». بی خدایی فرورفتن در ظلمت لایتناهی است. یعنی خداوند، هم فی حد ذاته نور آسمانها و زمین است و هم از نظر نظام فکری بشری.